شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٩٣ - تعيّن بخش مفهوم مبهم اجناس جوهرى و عرضى
معنا، اختصاص به جنس ندارد؛ فصل هم اينگونه است. فصل هم معنايى مستقّل از جنس ندارد كه يك ماهيّت تامّ را تشكيل دهد. فصل هم بسانِ جنس، «جزء الماهية» است.
به هر حال، اگر فصل هم يك ماهيّت تامّى بود همچنان يك جزء مىشد. در حالى كه اعتبار فصل به اعتبار جزء نيست. زيرا، مىخواهيم آن را بر كلّ شىء اطلاق كنيم نه بر يك جزء آن. همه كلّيات، اعمّ از اينكه جنس باشند يا فصل، قريب باشند يا بعيد، همه آنها همين حكم را خواهند داشت.
فَبُيِّنَ مِنْ هذا اَنَّ الْجِسْمَ اِذا اُخِذَ عَلى الْجهَةِ الَّتي يَكُونُ جِنْساً يَكُونُ كَالْمَجْهُولِ بَعْدُ، لا يُدْرى اَنَّهُ عَلى اَىِّ صُورَة، وَكَمْ صُورَة يَشْتَمِلُ، وَتَطْلُبُ النَّفْسُ تَحْصيلَ ذلِكَ، لاَِنَّهُ لَمْ يَتَقَررْ بَعْدُ بِالْفِعْلِ شَىْءٌ هُوَ جِسمٌ مُحَصَّلٌ. وَكَذلِكَ اِذا اَخَذْنَا اللَّوْنَ وَاَخْطَرْناهُ بِبالِ النَّفْسِ، فَاِنَّ النَّفْسَ لا تَقْنَعُ بِتَحْصيلِ شَىْء مُتَقَرَّر لا بِالْفِعْلِ، بَلْ تَطْلُبُ في مَعْنىَ اللَّوْنِ زِيادَةً حَتَّى يَتَقَرَّرَ بِالْفِعْلِ لَوْنٌ.
تعيّن بخش مفهوم مبهم اجناس جوهرى و عرضى
از آنچه گذشت اين مطلب روشن مىشود كه هرگاه مفهوم جنسى را به عنوان جنس اخذ كنيم، مفهوم مبهمى شبيه مجهول خواهد بود؛ معلوم نيست كه چه صورتى دارد و مشتمل بر چند صورت است. و چون مجهول است، نفس در صدد بر مىآيد كه صورت آن را بيابد. و چون هنوز ماهيّت متحصّلى نه در خارج و نه در عقل ندارد، جاى اين پرسش باقى مىماند كه پس تعيّن بخش آن چيست؟
آنچه گفته شد درباره اجناس جوهرى بود در مورد اجناسِ عَرَضى نيز مطلب از همين قرار است.
وقتى مفهوم «لون» را كه يكى از انواع كيف است در نظر بگيريد؛ عقل، اين پرسش را مطرح مىكند كه منظور چه لونى است؟ «لون» خودش تعيّنى