شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٢٢ - امكان تحقّق فصل از ناحيه مادّه
مصنف مىگويد: چنين مپنداريد كه هر چيزى كه به ماده مربوط باشد نمىتواند فصل شمرده شود، مثلا تغذّى، مربوط به مادّه شىء است ولى تنها بخاطر اينكه مربوط به مادّه است نمىتوان نتيجه گرفت كه نمىتواند از معانى فصلى باشد.[١]
بلكه براى آنكه بفهميم «غاذى» فصل است يا نه، بايد سائر شرائط را در نظر بگيريم صرف اينكه مربوط به مادّه است يا مربوط به صورت براى تشخيص فصل بودن يا فصل نبودن آن، كافى نيست. حتّى ثابت بودن يك صفت براى يك نوع دليل فصل بودن آن نيست.
متغذّى بودن و غير متغذى بودن، لازمه انواع است. آنكه متغذى است همواره متغذّى است و آنكه غير متغذّى است مانند جمادات، هميشه غير متغذى است. اين امور، بسان عوارضى نيستند كه گاهى حاصل باشند و گاهى نباشند. امّا در عين حال نمىتوان آنها را از قبيل فصول بشمار آورد و مثلا «متغذّى» را فصل انسان دانست، زيرا، مستقيماً عارض انسان نمىشود، بلكه بواسطه امر اعمّى عارض مىشود؛ و در واقع، از خواصّ حيوانيت به شمار مىروند.
از اينرو، چنانكه شىءاى را به دو قسم تقسيم كنيم، مقسومِ آن گرچه يك امر لازمى است؛ امّا، از قبيل فصل نيست.
ممكن است امرى لازم اخصّ شىء هم باشد يعنى لازم خاص به يك نوع باشد آنسان كه از آن نوع هم تجاوز نكند، ولى در عين حال فصل هم نباشد بلكه از لوازم فصل باشد. در مورد انسان مثال مىزنند به «كتابت»، مىگويند كتابت از لوازم ناطقيّت است. و به واسطه ناطقيّت كه فصل است، عارض انسان مىشود.
[١] در اينجا صدرالمتألهين مناقشهاى دارد كه اصحاب تحقيق مىتوانند به تعليقه ايشان بر الهيات شفا ص ٢٠١ مراجعه كنند.