شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٣٥ - توضيح عبارت متن درباره « حدّ»
پيشينه عبارت، واژه «زيادة» نبود تا بگوئيم ضمير در «ان تكون» به آن بر مىگردد! برخى ديگر از محشيّن گفتهاند: عبارت فوق قابل تأويل به اين جمله است: «فيعرض من ذلك ان تكون جواهر مأخوذة فى حدّها» يا «...ان يكون الجوهر مأخوذاً فى حدّها» و اينگونه آن را تفسير كردهاند.
ولى، به هر حال، عبارت، عبارت مبهمى است؛ و احتمال اينكه سقطى در عبارت باشد. نيز وجود دارد.
توضيح عبارت مذكور: در جوهر بسيط گفتيم «يتناوله تناولا اوّلياً وبالحقيقه»؛ اما، در غير جوهر بسيط «فيعرض من ذلك ان تكون» يعنى «أن تكون تلك الاشياء ممّا يتناوله الحدّ». بنابراين، «تناول الحد» در جوهر بسيط، تناولِ اوّلى است. امّا، در اين موارد يعنى در غير جوهر بسيط، تناولش، تناول بالعرض است؛ در مقابل تناول بالحقيقة كه در جوهر بسيط بود.
امّا، اينكه چرا بالعرض به آن حدّ نسبت داده مىشود؟ چرا تناول حدّ در اين موارد، اوّلى و بالحقيقة نيست؟ تفسيرش جمله بعدى است: «امّا الاعراض...» حدّ هر عَرَضى را بخواهيد بيان كنيد بايد در حدّ آن، يك زيادتى بر محدود وجود داشته باشد. چرا چنين است؟ زيرا، هرچند جوهر جزء ذات و ماهيّت اعراض نيست امّا از آن جهت كه اعراض امورى تعلّقى و ارتباطى هستند بايد تعريف آنها بگونهاى باشد كه نشاندهنده اين حيثيت وابستگى و تعلّق باشد و چون متعلَّق آنها جوهر است ناچار بايد مفهوم جوهر را در حدّ آنها اخذ كرد، و بدين ترتيب، حدّ آنها زائد بر محدود خواهد بود زيرا مشتمل بر مفهوم جوهر است كه جزء ذات و ماهيّت اعراض نيست. امّا اينكه چرا نمىتوان جوهر را جزء ماهيّت عرض شمرد؟ دليلش واضح است، زيرا اگر جوهر را جزء عَرَضِ بينگاريم، مجموع آن دو، جوهر خواهند بود نه عرض! اگر جوهريّت جزء ماهيّت چيزى باشد آن چيز حتماً جوهر خواهد بود.