شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٣ - توضيح متن
ميل مىشود،[١] بلكه ارادهاى كه همراه با اجماع و عزم است. و چنين ارادهاى، همان عزم جزم و عزم متمركز بر انجام فعل است كه به دنبال آن تحريك اعضاء انجام مىشود. در چنين صورتى است كه قوّه فاعلى و تحريكى، منشأ فعل مىگردد؛ و فاعليتش فاعليتِ بالوجوب مىشود. پيش از اين، فاعليتش، فاعليت بالامكان بود. و از همين رو فاعل ناقص محسوب مىشد، امّا، اكنون كه داراى اراده جزمى است فاعليتش تامّ مىباشد.
توضيح متن
در گذشته اين مطلب را تبيين كردهايم كه علّت، تا علّتِ بالوجوب نشود؛ يعنى از حالتِ علّت بالامكانى خارج نشده باشد به گونهاى كه وجود شىءِ معلول از آن، ضرورت يابد؛ معلول، موجود نمىشود. و «علّت بالوجوب» آنجا تحقق مىيابد كه معلول به واسطه آن وجوبِ بالغير يابد. در نتيجه، نخست بايد معلول ايجاب شود، و ايجاب آن به اين وابسته است كه علّت، بدان وجوب ببخشد. و علّت در صورتى مىتواند وجوب ببخشد كه خود، «عليّت بالوجوب» داشته باشد.
بنابراين، تا اراده جازم و موجب تحريك عضلات حاصل نشده باشد، اراده، اراده ضعيفى خواهد بود. چنين ارادهاى تنها مميل مىباشد. يعنى تنها ميلى را پديد مىآورد. و از قبيل شوق است. امّا، تا تصميم قاطع بر انجام فعل نگرفته باشد، فاعليّت فاعل، تامّ نخواهد بود. هر يك از چنين قوّههايى كه مقارن نطق هستند به تنهايى و بدون آنكه اراده قطعى و جزمى به آن افزوده گردد، با فرض وجود منفعل هم فعلى را ايجاب نمىكند؛ چنانكه انفعالى را هم براى منفعل ايجاب نمىكند، با وجود اينكه منفعل تامّ است.
[١] زيرا، گاهى اراده اطلاق مىشود؛ امّا، منظور آن است كه تنها ميل دارد و مىخواهد. لكن چنين معنايى در اينجا مقصود نيست. بنابراين منظور از اراده، تنها ارادهاى نيست كه منشأ ميل است.