شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٤ - عروض اضافه به طور اوّلى بر كيف
فَاَمَّا الَّتي بِالزِّيادَةِ فَاِمّا مِنَ الْكَمّ كَما تَعْلَمْ، وَ اِمّا فِى الْقُوَّةِ مِثْلُ الْغالِبِ وَ الْقاهِرِ وَالْمانِعِ وَ غَيْرِ ذلِكَ. وَالَّتي بِالْفِعْلِ وَالاِْنْفِعالِ كَالاَْبِ وَالاِْبْنِ وَالْقاطِعِ وَالْمُنْقَطِعِ وَ ما اَشْبَهَ ذلِكَ، وَالَّتي بِالْمُحاكاةِ فَكَالْعِلْمِ وَالْمَعْلُومِ وَ الْحِسّ وَالْمَحْسُوسِ، فَاِنَّ بَيْنَهُما مُحاكاةً، فَاِنَّ الْعِلْمَ يُحاكي هَيْئَةَ الْمَعْلُومِ، وَالْحِسّ يُحاكي هَيْئَةَ الْمَحْسُوسِ، عَلى أَنَّ هذا لا يَضْبِطُ تَقْديرَهُ وَ تَحْديدَه.
عروض اضافه به طور اوّلى بر كيف
مصنف، تاكنون مثالهايى را براى جوهر و كمّ بيان كرد؛ اينك در صدد است درباره عروض اضافه بر كيف،مثال آورد و توضيح دهد. از اين رو مىگويد: اضافه ممكن است اوّلا عارض بر يك كيف شود. آنسان كه گاهى متشابه باشد و گاهى متخالف.
الف ـ متشابه: وقتى مىگوييم دو تا رنگ با يكديگر شباهت دارند، اين شباهت داشتن، يك مفهوم اضافى است. يعنى: اين شبيه آن چيزى است كه آن، شبيه اين است. مشابهت، يك مفهومِ متفقالطرفين است.
ب ـ متخالف: اضافه مختلفالطرفين، مانند: سرعت و كُندى؛ وقتى مىگوييم: اين حركت، كيفيتش سريع است. يعنى كيفيّت «سرعت» را دارد؛ در مقابل آن، كيفيتِ «بُطْؤ» (كُندى) قرار دارد. بنابراين، سرعت و بُطؤ (كندى) دو طرف اضافه هستند و عارض بر كيفيّت مىشوند؛ و مختلفالطرفين مىباشند.
سنگينى و سبكى در وزنها نيز دو مفهوم اضافى هستند كه عارض وزن مىشوند. صداى تيز و صداىسنگين يا زير و بم نيز دو صفتى هستند كه عارض اصوات مىشوند. در همه اين موارد، اضافه در اضافه هم مىتوانيم داشته باشيم. چنانكه وقتى مىگوييم "سريع"، اضافه ديگرى هم عارضش مىشود، مىشود: سريعتر! چنانكه دو شيئى هستند كه هر دو سريعاند؛ امّا،