شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣٠ - بحث نخست اعراض لازم و غير لازم
چهار ويژگى كه در اين فصل بيان كرديم، پاسخ اين پرسش معلوم شد. آنچه ما درصددش هستيم دو بحث است كه با مطالب اين فصل ارتباط دارد:
١. مفاهيمى كه هرگاه وارد حوزه مفهومى جنس بشوند آن را به صورت «نوع» در نمىآورند، چگونه مفاهيمى هستند؟ (تا كنون مىگفتيم مفاهيمى وجود دارد كه هرگاه وارد جنس شوند آن را به صورت «نوع» درمىآورند).
٢. چگونه جنس و فصل با آنكه دو مفهوم متغاير هستند با يكديگر متّحد مىشوند و يك ماهيت نوعى را تشكيل مىدهند؛ آنسان كه جنس بر كلّ نوع حمل مىشود؟[١]
فَاَمَّا الْبَحْثُ الاَْوَّلُ فَنَقُولُ فيهِ: اِنَّ تِلْكَ الاَْشْياءَ اِذْ لا تَكُونُ فُصُولا فَهِىَ لا مَحالَةَ عَوارِضَ. وَالْعَوارِضَ. اِمّا لازِمَةٌ وَاِمّا غَيْرُ لازِمَة. وَاللاّزِمَةُ اِمّا لازِمَةٌ لاَِجْناسِ الْجِنْسِ اِنْ كانَتْ لَهُ اَجْناسـ وَاِمّا لِفُصُولِ اَجْناسِهِ وَاِمّا لِلْجِنْسِ نَفْسِهِ مِنْ فَصْلِهِ، وَاِمّا لِفُصُول تَحْتَهُ، وَاِمّا لِمادَّةِ شَىْء مِنْها. وَأمّا ما كانَ مِنْها مِنْ فَوق فَاِنَّ اللاّزِماتِ لِلاَْجْناسِ الْفَوْقانِيَّةِ وَالْفُصُولِ الَّتي لَها الْفَصْلُ الْمُقَوِّمُ الَّذي لِلْجِنْسِ نَفْسِهِ وَاللازِماتِ لِمَوادِّ هذِهِ وَلاَِعْراضِها اِذْ قَدْ يَلْزَمُ الاَْعْراضَ اَعْراضـ فَجَميعُ ذلِكَ يَكُونُ لازِماً لِلْجِنْسِ وَلِما تَحْتَهُ. وَاَمّا الَّتي تَلْزَمُ الْفُصولَ الَّتي تَحْتَ الْجِنْسِ فَلا يَلْزَمُ الْجِنْسَ شَىءٌ مِنْها، اِذْ يَلْزَمُ مِنْ ذلِكَ اَنْ يَلْزَمَهُ النَّقيضانِ، بَلْ قَدْ يَجُوز [٢] اَنْ يَقَعَ فيهِ كِلاهُما.
بحث نخست: اعراض لازم و غير لازم
آن دسته از مفاهيمى كه هرگاه وارد جنس شوند، آن را تبديل به نوع نمىكنند و موجب تحصّل آن نمىشوند، مفاهيم عَرَضى[٣] هستند. منظور از «عوارض» در اينجا عَرَضياتى هستند كه در مقابل ذاتى قرار مىگيرند.
[١] اينها مطالب مهمّى است كه در پايان فصل به آنها اشاره خواهد شد. [٢] در اينجا «قد يجوز» در مقابل نفى لزوم است. يعنى لزوم ندارد بلكه جواز دارد. [٣] عَرَضى در اينجا در مقابل جوهر نيست. بلكه در مقابل ذاتى است.