شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٨ - قوّه قريبه
ندارد. زيرا، محال است كه وصف نطفه بودن تبديل به رجل شود. بلكه بايد نخست قوّه «صبابت» در آن پيدا شود، آنگاه براى تلقّى قوّه «رجليت» آماده گردد. پس اگر اكنون گفته مىشود كه نطفه، قوّه «رجليت» را دارد، به اعتبار آن است كه پس از طى مراحلى، به آن حدّ خواهد رسيد. چون قوّه آن را دارد كه به چيزى غير از نطفه تبديل شود، و پس از آن به چيز ديگرى تبديل شود و در واقع، قوّه چيزى را دارد كه آن چيز قوّه است براى شىء بعدى! بدينسان مىتوان گفت هيولا قوّه همه چيز را دارد. چون مىتواند پس از مرور به مراحل مختلف (حتى اگر هزاران واسطه در كار باشد) به شىء ديگرى تبديل شود. پس، مىتوان گفت هيولاى اُولى قوّه همه چيز را دارد.
البته، گاهى قوّه انفعالى در يك شىء وجود دارد؛ امّا، مانعى هم از انفعال، منع مىكند. در اين صورت كه مانع و عايق وجود دارد و آن شىء «معوق عنه» است (يعنى از انفعالش ممنوع است) نيازمند آن است كه عايق، برطرف شود. امّا، برخى اشياء كه قوّه انفعالى دارند. مانعى، از انفعال و تأثير آنها، منع نمىكند. از اينرو، نيازمند آن نيستند كه مانعزدائى كنند. امّا، نيازمند آن هستند كه چيزى به آنها افزوده شود تا استعدادشان به حدّ تمام برسد. آن قوّهاى كه نيازمند آن است كه مانعى از آن زدوده شود يا چيزى بر آن افزوده گردد تا تامّ شود، قوّه بعيد يا قوّه ناقص ناميده مىشود.
وَاَمَّا الْقُوَّةُ الْقَريبَةُ فَهِىَ الَّتي لا تَحْتاجُ اِلى اَنْ تُقارِنَها قُوَّةٌ فاعِلِيَّةٌ قَبْلَ الْقُوَّةِ الْفاعِليَّةِ الَّتي تَنْفَعِلُ عَنْها، فَاِنَّ الشَّجَرَةَ لَيْسَتْ بِالْقُوَّةِ مِفْتاحاً لاَِنَّها تَحْتاجُ اِلى اَنْ تَلْقاها اَوَّلا قُوَّةٌ فاعِلِيَّةٌ قَبْلَ الْقُوَّةِ الْفاعِليَّةِ لِلْمِفْتاحِيَّةِ وَهِىَ الْقُوَّةُ الْقالِعَةُ وَالنّاشِرَةُ وَالنّاحِتَةُ، ثُمّ بَعْدَ ذلِكَ تَتَهَيَّأ لاََنْ تَنْفَعِلَ مِنْ مُلاقاةِ الْقُوّةِ الْفاعِليَّةِ لِلْمِفْتاحِيَّةِ.
قوّه قريبه
و امّا قوّه قريبه، يك نوع قوّه انفعالى است كه براى اينكه فاعل در آن اثر كند و