شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٣ - اختلاف محقَّق و غير محقَّق در اضافه
جمله، بعض بكار مىرود. در كل و جزء، كلّ مشخص است و جزء، مشخص نيست. ولى در بعض و جمله، هيچ كدام مشخص نيست. يك مجموعه، چقدر باشد؛ معلوم نيست. بعض از مجموعه هم در صورتى كه خود مجموعه مشخص نباشد، مشخص نخواهد بود.
عروض ثانوى اضافه: همه عروضهايى كه تاكنون بيان داشتيم، عروض اوّلى بود. در مقابلِ آن، عروض ثانوى است. عروض ثانوى در جايى است كه مضافى در مضاف ديگر واقع شود. مانند: "ازيد" و "انقص". عروضِ زياده و نقصان، اوّلى است. ولى "ازيد" (زيادتر) و "انقص" (كمتر) نوع ديگرى از اضافه به شمار مىآيند كه عارض اضافه نخستين مىگردند. چنانكه مطلب در "اقربيت" و "ابعديت" چنين است. قُرب و بُعد يك اضافه است. امّا، "اقربيت" و "ابعديت" يك اضافه ديگرى است كه بر اضافه اوّل، سوار مىشود.
به هر حال، وقتى مىگوييم: اين، "ازيد" از آن است؛ آن كه "مفضّل عليه" است، خودش متصف به زيادت است. بنابراين، در اينجا دو تا زائد وجود دارد و يك ناقص. لكن، يكى از آن دو زائد، "ازيد" است. پس، وقتى مىگوييم اين، بزرگتر است؛ ازيد بودن را با يك زائد ديگرى مىسنجيم نه با ناقص. وقتى سه چيز را مقايسه مىكنيم: كوچك، متوسط و بزرگ؛ در اين صورت، بزرگ و متوسط هر دو بزرگتر هستند از آن كوچك؛ ولى بين خودشان هم تفاضلى هست؛ متوسط، نسبت به كوچك، بزرگ است. امّا نسبت به بزرگتر، كوچك است.
وَ مِنَ الْمُضافِ ما هُوَ فِى الْكَيْفِ فَمِنْهُ مُتَّفِقٌ كَالْمُشابَهَةِ، وَ مِنْهُ مُخْتَلِفٌ كالسَّريعِ وَالْبِطىءِ فِى الْحَرَكَةِ، وَ الثَّقيلِ وَالْخَفيفِ فِى الاَْوْزانِ، وَالحادّ وَالثَّقيل فِى الاَْصْواتِ. وَ كَذلِكَ قَدْ تَقَعُ فيها كُلِّها اِضافَةٌ في اِضافَة، وَ فِى الاَْيْنِ كَالاَْعْلى وَ الاَْسْفَل، وَ فِى الْمَتى كَالْمُتَقَدِّمِ وَ الْمُتَأَخِّرِ، وَ عَلى هذِهِ الصِّفاتِ. وَ تَكادُ تَكُونُ الْمُضافاتُ مُنْحَصِرَةً في اَقْسامِ الْمُعادَلَةِ، وَالَّتي بِالزِّيادَةِ وَالْنُّقْصانِ، وَالَّتي بِالْفِعْلِ وَالاِْنْفِعالِ وَ مَصْدَرِها مِنَ الْقُوَّةِ، وَالَّتي بِالْمُحاكاةِ.