شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥١٩ - نگاهى ديگر به فرايند شكل گيرى فصل
حيوان تقوّم پيدا كند چنانچه مزاج خاصّى كه يك امرِ عَرَضى است (حرارت و برودت مقوّمِ ماهيت نيستند بلكه امرِ عَرَضى مىباشند) غلبه داشته باشد، متصف به صفت خاصّى مىگردد. در نتيجه، داشتن اوصاف مذكور، مربوط به صفاتى خارج از ماهيّتِ حيوانيّت است.
يعنى آن مادّهاى كه اين حيوان خاص از آن پديد مىآيد نخست حالتى داشت كه هر دو قسم نر و ماده را مىپذيرفت و فصل مقوّم آن مانع از اتّصاف به هيچيك از آنها نبود، ولى يك امرى خارج از ذات و ماهيت آن يعنى حرارت يا برودتْ بر آنْ غالب شد و اين امر عَرَضى تنها با يكى از آن دو قسمْ سازگار بود از اين رو متّصف به ذكورت يا انوثت شد، پس اين دو صفت (ذكورت و انوثت) از فصول آن نيستند بلكه از عوارض لازمه آن بشمار مىروند، و اتصاف به ذكورت و انوثتْ مانع از آن نمىشود كه صورتِ نوعيهاى در آن پديد آيد و موجب تنوع آن گردد. و مثلا دو فصل عارضِ آن شود كه همين موجب تنوّع به دو نوع ديگر گردد. در حالى كه اگر صفت ياد شده فصل مىبود، خودش مقوِّم ماهيت مىگرديد و ماهيّت به واسطه آن تمام مىشد و ديگر تبديل به نوعِ ديگرى نمىشد. پس، معلوم مىشود آن دو طرف قسمت (ذكورت و انوثت) فصل نيستند؛ بلكه از عوارض مىباشند.
فَاِنَّ الْمَنِىَّ الَّذي كانَ صالِحاً لِصُورَةِ الْحَيْوانِ وَكانَ مُتَعَيِّناً لِفَصْل خاصٍّ مِنَ الْحَيْوانِ الْكُلِّىِّ عَرَضَ لَهُ اِنْفِعالٌ حارٌّ فَصارَ ذَكَراً، وَكانَ يَجُوزُ اَنْ يَعْرِضَ لَهُ بِعَيْنِهِ اِنْفِعالٌ مُبَرَّدٌ فِى الْمِزاجِ فَيَكُونُ اُنْثى، وَذلِكَ الاِْنْفِعال وَحْدَهُ لا يَمْنَعُهُ مِنْ حَيْثُ نَفْسِهِ اَنْ يَقْبَلَ اَىَّ فَصْل يَعْرِضُ لِلْحَيْوانِ مِنْ جِهَةِ صُورَتِهِ، اَىْ مِنْ جِهَةِ كَوْنِهِ ذا نَفْس دَرّاكاً مُتَحَرِّكاً بِالاِْرادَةِ، فَكانَ يَجُوزُ اَنْ يَقْبَلَ النُّطقَ وَغَيْرَ النُّطْقِ فَلَمْ يَكُنْ ذلِكَ مُؤثِّراً في تَنْويعِهِ، وَحَتّى لَوْ تَوَهَّمْناهُ لا أُنْثى وَلا ذَكَراً وَلَمْ نَلْتَفِتْ اِلى ذلِكَ اَلْبَتَّةَ لَقامَ نَوْعاً بِما يُنَوِّعُهُ، فَلا ذلِكَ يَمْنَعُ عَنِ التَّنَوُّعِ دُونَ الاِْلْتِفاتِ اِلَيْهِ وَلا يُفيدُ