شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٦٦ - فرق جنس و مادّه
در اينجا نخست اشارهاى به واژه «جنس» و «نوع» در لغت دارد. به خصوص در لغت يونانى كه اين واژهها از آنجا ترجمه شدهاند، معانى متعددى دارد. امّا، شيخ مىگويد ما اين جا جنس و نوع را به اصطلاح منطقى به كار مىگيريم. البته، گاهى از روى مسامحه نوع را به جاى جنس و جنس را بجاى نوع به كار مىبريم. ولى اين مسامحه در تعبير است. وگرنه اصل اصطلاح، همان اصطلاح منطقى است. به اين نكته مقدمتاً اشاره مىكند كه معانى جنس و نوع اشتباه نشود؛ و تأكيد مىكند كه منظور ما از اين واژهها همان جنس و نوع منطقى است.
وَغَرَضُنا الاْنَ فيما يَسْتَعْمِلُهُ الْمَنْطِقِيُّونَ مِنْ ذلِكَ فَنَقُولُ: اِنَّ الْمَعْنىَ الّذي يُدَلُّ عَلَيْهِ بِلَفْظَةِ الْجِنْسِ لَيْسَ يَكُونُ جِنْساً اِلاّ عَلَى نَحْو مِنَ التَّصَوُّرِ، اِذا تَغَيَّر عَنْهُ وَلَوْ بِأَدْنى اِعْتِبار لَمْ يَكُنْ جِنْساً، وَكَذلِكَ كُلُّ واحِد مِنَ الْكُلِّيّاتِ الْمَشْهُورَةِ. وَلْنَجْعَلْ بَيانَنا فِى الْجِنْسِ وَفي مِثال يَكْثُرُ اِشْكالُهُ عَلَى الْمُتَوَسِّطينَ فِى النَّظَرِ فَنَقُولُ: اِنَّ الْجِسْمَ قَدْ يُقالُ لَهُ اِنَّهُ جِنْسُ الاِْنْسانِ وَقَدْ يُقالُ لَهُ اِنَّهُ مادَّةُ الاِْنْسانِ، فَاِنْ كانَ مادَّةَ الاِْنْسانِ كانَ لا مَحالَةَ جُزْءٌ مِنْ وُجُودِهِ وَاسْتَحالَ اَنْ يُحْمَل [١] ذلِكَ الجُزْءُ عَلَى الْكُلِّ. فَلْنَنْظُرْ كَيْفَ يَكُونُ الْفَرْقُ بَيْنَ الْجِسْمِ وَقَدْ اُعْتُبِرَ مادَّةً، وَبَيْنَه وَقَدْ اُعْتُبِرَ جِنْساً، فَهُنالِكَ يَصيرُ لَنا سَبيلٌ اِلى مَعْرِفَةِ ما نُريدُ بَيانَهُ.
فرق جنس و مادّه
مفهومى كه لفظ «جنس» را بر آن اطلاق مىكنيم، مانند مفهوم جسم و يا حيوان، با دقّتهاى خاصّى جنس خواهد بود؛ و گرنه هميشه چنين مفهومى جنس نيست. زيرا، اگر مفهوم مذكور با آن دقت خاصّ بكار گرفته نشود، ممكن است جنس نبوده بلكه مادّه باشد. بنابر اين، تنها در يك صورت، مفهوم مذكور چنانچه به طور دقيق لحاظ و تصوّر شود «جنس» خواهد بود و
[١] البته، حمل در اينجا حمل حقيقى مقصود است. وگرنه حملِ مجازى ممكن است.