شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٢ - نقش ويژگى درونى جسم براى صدور فعل
اين سه حال خارج نيست: يا خاصيّت مذكور تأثير دائمى و وجوبى در صدور فعل مىيابد يا تأثير اكثرى و يا تأثير اقلّى. به عبارت ديگر: فعلى كه از فاعل جسمانى صادر مىشود، مبدء بعيدى دارد كه همان علّتِ مفارق است. منشأ اختصاص آن نيز، ويژگىاى است كه در درون ذات جسم نهفته است. معالوصف، صدور فعل از اين جسم از سه حال خارج نيست: ١ـ هميشه فعل از آن صادر مىشود. ٢ـ به طور اكثرى صادر مىشود. ٣ـ به طور اقلّى صادر مىشود.
اگر صدور فعل از آن، دائمى يا اكثرى باشد معلوم مىشود كه اين ويژگى كه در جسم منشأ صدور فعل مىگردد، اتفاقى نيست، و براى صدور فعلْ علّيت دارد. لكن، گاهى به دليل تصادماتى كه با اشياء ديگر پيدا مىكند، مانعى به طور اتفاقى و غير اكثرى پديد مىآيد، در اين صورت است كه اثر نخواهد داشت.
پس، اين قوّه به هر حال اقتضاى تأثير دارد. زيرا، قوه فاعلى آن است كه يا دائماً اثر مىكند و يا غالباً! و چون جهان طبيعت، جهان تزاحم است؛ قواىِ طبيعى به طور اكثرى تأثير مىكنند و گاهى تحت تأثير يك عامل خارجى قرار مىگيرند، و بدينسان مانعى پديد مىآيد و جلوى تأثير آن را مىگيرد.
امّا، اگر فرض شود كه ويژگى مذكور سبب مىشود كه فعل در موارد نادرى از جسم صادر شود، در اين صورت لازمهاش آن است كه امرى اتفاقى باشد؛ و از گردونه جريانات طبيعى بيرون رود. زيرا، جريانات طبيعى اتفاقى نيستند.
نقش ويژگى درونى جسم براى صدور فعل
پس از آنكه معلوم شد وجود يك ويژگى در ذات جسم موجب وساطت و تأثير آن مىگردد اكنون اين بحث مطرح مىشود كه ويژگى مذكور كه سبب صدور فعل از جسم مىشود چه سببيّتى دارد؟