شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٩ - توضيح متن
اِمْكانُ وُجُود لَهُ، فَلَيْسَ اِمْكانُ الْوُجُودِ جَوْهَراً لا في مَوْضُوع، فَهُوَ اِذَنْ مَعْنىً في مَوْضُوع وَعارِضٌ لِمَوْضُوع.
توضيح متن
موضوع بحث اين است كه هر حادثى مسبوق به مادّهاى است كه آن مادّه، حاملِ امكان آن حادث است. دليل اين مطلب، آن است كه حادث، يا بايد قبل از وجودش ممكنالوجود باشد و يا ممتنعالوجود، زيرا چيزى كه حادث است نمىتواند واجبالوجود باشد. بنابراين، همان دو فرض باقى مىماند: يا ممكنالوجود خواهد بود و يا ممتنعالوجود. و اگر ممتنعالوجود باشد، هيچگاه حادث هم نخواهد شد. زيرا چيزى كه وجودش ممتنع باشد، وجود نخواهد يافت. پس، به ناچار پيش از آنكه وجود پيدا كند ممكنالوجود خواهد بود. بنابراين، اگر ممكنالوجود باشد، بايد قبل از آنكه حدوث و وجود پيدا كند، امكانِ وجود داشته باشد. زيرا، امكانِ وجودِ آن، بر اصل وجودش پيشى دارد. و اكنون كه قبل از حدوثشامكانِ وجود دارد اين سؤال مطرح مىشود كه آيا امكان وجود، امر عدمى است يا امر وجودى است؟
البته، در پاسخ نمىتوان گفت امكانِ وجود، يك امرِ عدمى است. يعنى هيچ چيزى نيست! زيرا، فرض اين است كه مىگوييم امكان را دارد. پس، ناچاريم بگوييم امكان وجود، يك امرِ وجودى است. حال كه ثابت شد قبل از حدوث، چيزى به نام «امكان الوجود» وجود دارد، اين سؤال مطرح مىشود كه: آيا امكان الوجود، عرض است يا جوهر؟
زيرا هر ممكنالوجودى يا جوهر است و يا عَرَض. چنانچه وجودش در موضوع نباشد يعنى وجود جوهرى باشد ديگر نمىتواند معناى اضافه داشته باشد. زيرا، موجود جوهرى يك معناى مستقل قائم به ذات است امّا، «امكان الوجود» يك امرِ اضافى است. پس معلوم مىشود كه اين امكان الوجودى كه قبل از حدوث هست، يك عَرَض است.