شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٢٤ - مرورى دوباره بر ويژگى هاى فصل
جناب شيخ درصدد برآمد تا ويژگيها و مشخصاتى را براى مفاهيم فصلى بيان كند كه با اين مشخصات تا حدودى مىتوان فصول را از غير فصول تشخيص داد. از جمله آن ويژگىها اين است:
ويژگى نخست: فصل كه مقسِّم جنس است، مفهومى اخصّ از خودِ جنس است كه با افزوده شدن به جنس، موجب تنوّع مىشود. بنابراين، هيچگاه فصلى كه مقوّم يك نوع و مقسّم جنس است مساوى با جنس نخواهد بود.
ويژگى دوم: فصلى كه عارض جنس مىشود يك امرِ متغيّر نيست، كه گاهى باشد و گاهى نباشد. بلكه همواره در آن نوعى كه بدان قوام مىبخشد وجود دارد.
از اينرو، اگر ببينيم يك مفهوم، گاهى در جنس يافت مىشود و گاهى يافت نمىشود؛ آنرا عَرَضى مىدانيم.
ويژگى سوم: مفهومى كه عارض جنس مىشود، خواه ايجابى باشد خواه سلبى باشد بايد اوّلا و بالذّات عارضِ جنس شود. امّا، اگر عروضِ آن به سبب امرِ ديگرى باشد ذاتى نخواهد بود. به هر حال، ويژگىِ سوّم، همان است كه جناب مصنف آن را به طور مبسوط مطرح، و در قالب مثالهايى بيان كرد. از جمله: «ذكورت» و «انوثت» كه عارض حيوان مىشود و براى هر نوعى از انواع حيوان، امرِ عَرَضى است.
در پايان مصنف به يك ضابطه كليّه در اينباره، اشاره مىكند كه مىتوان آن را ويژگى چهارم بشمار آورد و آن اين است كه فصل در واقع، غايت حركت جنس به سوى نوع است. يعنى اگر ما يك جنسى را در نظر بگيريم كه از ماده اخذ مىشود، مادّهاى كه تغيّراتى در آن پيدا مىشود تا مستعدّ شود كه صورتِ جديدى را بپذيرد. به طور مثال، عناصرِ جهان نسبت به امور معدنى، مادّه هستند و بر اساس طبيعيات قديم، صورتِ معدنى بر روى آنها قرار مىگيرد. و همينطور، امور معدنى مادّه هستند براى نبات و نبات هم به نوبه