شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٩ - سه نكته
عارض شود يا بىنهايت، ضررى به تعقّلِ آن اضافه پيشين نمىزند. زيرا، اضافه «ابوّت» را تعقل كرديم و تمام شد.
پس نمىتوان گفت اگر اضافات بر روى هم سوار شوند هر يك متوقف بر ديگرى هستند. و لازمهاش تسلسل خواهد بود! خير، هر كدام از طرفين اضافه نخستين ماهيّت تامّى دارند؛ از اين رو، بدون احتياج به اضافهاى كه عارض آن شود، قابل تعقّل است. آرى! تنها احتياج به طرفِ خودش دارد. و طرفين اضافه هم بيش از دو تا نيستند. و از اين رو، آندو با هم متضايفاند و معيّت دارند.
بنابراين، نبايد پنداشت كه چون اضافات بر روى هم متراكباند و بر يكديگر توقف دارند روند توقف آنها بر يكديگر به تسلسل مىانجامد؛ پس تعقّل آن ناممكن خواهد بود. زيرا، ماهيّت اضافه نخستين به طور جداگانه تصوّر مىگردد و احتياجى به اضافه بعدى ندارد.
نكته سوم: كه نكته اصلى است و جواب حقيقى را تشكيل مىدهد اين است كه اين اضافه«ابوّتى» را كه شما تعقّل كرديد و بر اساس آن زيدخارجى را «اَب» ناميديد به گونهاى است كه چه شما آنرا تعقل كنيد ياتعقّل نكنيد، يك نوع اضافه است. امّا، اضافاتِ بعدى اينچنين نيستند. تا شما آن را تعقّل نكنيد، آن اضافه تحقّق نمىيابد. عقل مىتواندبر اساس اعتباراتى امورى را تعقّل كند. و چنانچه غرض عقلائى وجود داشته باشد اشكالى بر آن مترتب نمىشود. لكن، اين بدان معنانيست كه آنچه را عقل، تعقّل مىكند در خارج، وجودِ حقيقى دارد.خير، اضافاتى هست كه خود عقل آنها را اختراع مىكند؛ و وجود خارجى ندارند. ولى اين، دليل آن نيست كه همه اضافات اينگونهاند. چنانكه ملاحظه گرديد اضافه «ابوّت و بنوّت» وجود خارجى دارد و تابع درك ما نيست.