شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢١ - سازگارى امكان عليّت با عدم عليّت بالفعل
معلول، كافى است. و تا امكانِ تنها در بين است، هيچكدام از بود و نبود اولويتى ندارد؛ و وجود يافتن و وجود نيافتن براى شىء يكسان خواهد بود.
حال، اگر تميّزى پيدا شد؛ و حالت تساوى بر هم خورد و يكى از دو طرف يعنى حثيّت وجودِ شىء متعيّن گرديد در اين صورت، اين تميّز و تعيّن، سبب خاص خودش را داشته است. چنين نيست كه چيزى به صرف اينكه امكان صدور از علّت دارد، تعيّن پيدا كرده باشد.
به عبارت ديگر: شىء به صرف داشتن امكان، تميّزى پيدا نمىكند بگونهاى كه حالِ «لا وجود المعلول عن العلّة» يعنى «لا صدور المعلول عن العلّة» با حال «امكان كونه عن العلّة» تفاوت پيدا كرده باشد. چون، آنچه قبلا بود، «امكان صدوره عن العلّة» بود؛ ولى اكنون «تميّز وجوده عن العلّة» است. پس، اين يكى با اوّلى فرق پيدا كرده است. حال، بايد ديد منشأ اين فرق چيست؟ منشأ فرق اين است كه اوّل «امكان صدور» بود، ولى اكنون «ضرورت صدور» است. بنابراين، چيزى در اينجا وجود دارد كه بر اساس آن، حالت امكان به حالت ضرورت تبديل شده است. پس، معلوم مىشود كه افزوده شدن اين شىء، منشأ آن مىشود كه عليّت، تامّ شود و به وصف عليّت فعليّت يابد.
فَتَكُوْنُ نِسْبَةُ كَوْنِهِ عَنِ الْعِلَّةِ اِلى وُجودِ الشَّيْءِ عَنْهُ وَلا وُجُودِهِ عَنْهُ واحِدَةً، وَما نِسْبَتُهُ اِلى وَجُودِ الشَّيْءِ عَنْهُ وَنِسْبَتُهُ اِلى لا وُجُوْدِهِ عَنْهُ واحِدَةٌ فَلَيْسَ كَوْنُهُ عِلّةً اَوْلى مِنْ لا كَوْنِهِ عِلَّةً، بَلِ الْعَقْلُ الصَّحيحِ يُوْجِبُ اَنْ يَكُوْنَ هُناكَ حالٌ يَتَمَيَّزُ بِها وُجُوْدُهُ عَنْهُ عَنْ لا وُجُودِهِ. فَاِنْ كانَتْ تِلْكَ الْحالُ اَيْضاً تُوجِبُ هذا التَّمييزَ، فَهذِهِ الْحالُ اِذا حَصَلَتْ لِلْعِلَّةِ وَوُجِدَتْ تَكُوْنُ جُمْلَةُ الذّاتِ وَما اقْتَرَنَ اِلَيْها هُوَ الْعِلَّة، وَقَبْلَ ذلِكَ فَاِنَّ الذّاتَ كانَتْ مَوْضُوعَ الْعِلّيَّةِ. وَكانَ الشَيْءَ الَّذي يَصِحُّ اَنْ يَصيرَ عِلَّةً، وَلَمْ يَكُنْ ذلِكَ الْوُجُودُ وُجُوْدَ الْعِلَّةِ، بَلْ وُجُوداً اِذا اِنْضافَ اِلَيْهِ وُجُودٌ آخَرُ كانَ مَجْمُوعُهُما اَلْعِلَةَ، وَكانَ حينَئِذ يَجِبُ عَنْهُ الْمَعْلُولُ، سَواءٌ كانَ ذلِكَ الشَيْءُ اِرادَةً اَوْ شَهْوَةً اَوْ غَضَباً اَوْ طَبْعاً حادِثاً اَوْ غَيْرَ ذلِكَ، اَوْ اَمراً خارِجاً مُنْتَظَرَ