شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٩ - توضيحى فزونتر درباره برهان
جسم، محفوظ نمىماند. بلكه به طرف بالا مىگرايد. در نتيجه، هر دو طرف، يك خط منحنى (= قوس منظمى) را كه دَوَرانى است، ترسيم مىكنند.
آنگاه، پس از آنكه دايره رسم مىشود، نصف آن در يك طرف و نصف ديگر آن، در طرف ديگر خواهد بود. و مركز دايره، همان نقطهاى است كه در جريان حركتِ جسم، ثابت مىماند. از اين رو، نقطهاى كه بين جزء «هابط» (پائين رونده) و جزء «صاعد» (بالارونده) وجود دارد، مركزِ دايره را تشكيل مىدهد. و در صورتى كه مركز دايره هم نباشد، بالاخره، نقطه ثابتى خواهد بود.
بنابراين، تاكنون دو حالت فرض كرديم: يكى اينكه نقطه ثابتى باشد و يك طرفش حركت كند؛ ديگر اينكه نقطه ثابتى نباشد. يك طرف آن پائين رود و طرف ديگر آن بالا رود.
حالتِ سومى هم مىتوان در نظر گرفت، و آن اينكه وقتى يك طرفِ جسم كه سنگين است بر روى سطح واقع مىشود، طرفِ ديگر آن هم عقبتر رود و بر روى سطح كشيده شود. چنين فرضى هم در ترسيم يك خطّ منحنى، ممكن است؛ گرچه، به خودى خود، واقع نمىشود.
بنابراين، اگر نقطهاى كه از طرفِ سبك جسم، مماس بود، بر روى سطح، كشيده شود؛ در اين صورت، آن طرف بالائىِ جسم كه ثقيل است، به طرف پائين مىگرايد، و گرچه وقتى كشيده مىشود يك قوس كامل را رسم نمىكند، ولى قطعهاى از دايره را رسم مىكند. يعنى خطّ منحنىاى را پديد مىآورد كه دايره را بوجود نمىآورد؛ امّا، انحنا دارد.
وَ لاَِنَّ الْمَيْلَ اِلَى الْمَرْكَزِ اِنَّما هُوَ عَلَى الْمُحاذاةِ، فَمَحالٌ اَنْ تَنْجَرَّ النُّقْطَةُ عَلَى السَّطْحِ. لاَِنَّ تِلْكَ الْحَرَكَةَ اِمّا اَنْ تَكُونَ بِالْقَسْرِ اَوْ بِالطَّبْعِ، وَ لَيْسَتْ بِالطَّبْعِ وَ لَيْسَتْ بِالْقسْرِ، لاَِنَّ ذلِكَ الْقَسْرَ لا يُتَصَوَّرُ اِلاّ عَنِ الاَْجْزاءِ الَّتي هِىَ اَثْقَلُ، وَ تِلْكَ لَيْسَتْ تَدْفَعُها اِلى تِلْكَ الْجِهَةِ، بَلْ اِنْ دَفَعَتْها عَلى حِفْظِ الاِْتِّصالِ دَفَعَتْها عَلى