شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢٦ - استدلال بر وحدت عددى مجرّدات
مصنف در اينجا به اين مسئله اشاره مىكند و مىگويد: اين طبايعى كه متصف به كلّيت مىشوند اين تعريف بر آنها صادق است كه «لا يمتنع فرض تصوّره ان يقال على كثيرين» در عين حال، اگر موجودى باشد كه نه براى حدوثش و نه براى بقائش نيازمند ماده نباشد، چنين موجودى نمىتواند بيش از يك فرد داشته باشد. بنابراين، ماديات محض مثل اجسام، افرادِ متعددى دارند. همچنين مادياتى كه متعلّق به اجسام هستند، مانند نفس كه در ابتداى وجود خود نيازمند ماده است،[١] ممكن است افراد متعددى داشته باشند. نفس انسانى يك ماهيّت است، ولى افراد متعددى دارد. امّا، موجودى كه نه در حدوث و نه در بقاء خود نيازى به ماده ندارد؛ يعنى مجرّد محض است؛ چنين موجودى با چنين ماهيّتى بيش از يك فرد نخواهد داشت.
استدلال بر وحدت عددى مجرّدات
مصنف براى اين مطلب كه انواع مجرّده بيش از يك فرد ندارند استدلالى را مىآورد كه در كتابهاى فلسفى ديگر نيز چنين استدلالى آمده است.[٢]
حاصل استدلال: برخى از طبايعى كه متصف به كلّيت مىشوند و تصوّر آنها مانع از صدق بر كثيرين نيست، در بقاء و در حدوث خود احتياج به مادّه ندارند؛ و هر كدام از طبايع كه داراى اين ويژگى باشد يعنى مجرّد محض باشد نمىتواند در خارج افراد كثير داشته باشد. چنين انواعى در خارج تنها با يك فرد، قائماند.
دليل بر اينكه اين انواع نمىتوانند بيش از يك فرد داشته باشند آن است كه: تكثر شىء از چند حال خارج نيست:
[١] طبق نظر شيخ و صدرالمتألهين كه قائل به حدوث نفس مىباشند. [٢] ر.ك: نهاية الحكمة، فصل بيستم از مرحله دوازدهم، و تعليقه صدرالمتألهين بر الهيات، ص ١٨٩ و تعليقه استاد بر نهاية الحكمة شماره ١٠٨.