شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢ - استدلالى قوى بر عَرَضيّت كيفيات
وقتى شما مىگوييد آنها در جسم ديگرى سريان مىيابند، لازمهاش آن است كه آنها قابل اشاره حسيّه باشند. يعنى داراى وضع باشند؛ و بتوان گفت اين شىء در اينجا است و وضعى دارد: فوق است يا تحت! و هر جوهرى كه داراى وضع باشد انقسامپذير است يعنى جسمانى است. اين مطلب در جاى خودش اثبات شده كه هر گاه جوهر، قابل اشاره حسيّه باشد يعنى داراى وضع باشد، جسم بوده و انقسامپذير خواهد بود. مگر آنكه جوهر نباشد. مانند نقطه كه قابل اشاره حسّى است و داراى وضع مىباشد؛ امّا، انقسامپذير نيست.
بنابراين، لازمه فرض مذكور، خلف است. زيرا، از يك سو عدم جسمانيّت آن را فرض كردهايد. و از سوى ديگر لازمه جسميّت را كه همان وضع است براى آن اثبات كردهايد.
استدلالى قوى بر عَرَضيّت كيفيات
پس از آنكه استدلال پيشين بر عرضيّت كيفيات با مناقشه مواجه گرديد و مصنف، بطلان آن را اعلام كرد؛ مصنف، خود به اقامه يك برهان قوى اقدام مىكند.[١]
خلاصه استدلال: اگر به طور مثال رنگ سياهى را جوهر بدانيد و بگوييد: اين، جوهر است كه از جسم جدا شده است. اين پرسش مطرح مىشود كه آيا جوهر مذكور، جوهرِ جسمانى است يا غير جسمانى؟!
ممكن است اين پرسش در آغاز، شگفتآور بنمايد. ولى مصنف براى ابطال كامل آن، همه شقوق فرضىِ آن را بررسى مىكند:
[١] برهانى كه مصنف بر عَرَضيّت كيفيات محسوسه اقامه مىكند، دامنهاى وسيع دارد كه چند صفحه از مباحث كتاب را به خود اختصاص مىدهد. امّا، چندان از نظم دقيقى برخوردار نيست. از اين رو، امثالِ صدر المتألهين در حواشى خود بر الهيات، همين برهان را به چند وجه تفسير و تقرير كردهاند.