شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠ - انگاره كمون و بروز در طبيعيات
ريزى اندك اندك از لباس يا هر جسم ديگرى جدا شود، درست همانگونه كه ذرّات آب به تدريج از لباس جدا مىشود.
اين ذرّات، پراكنده شده؛ امّا، معدوم نگشته است. بلكه در اثر ريز بودن، قابل رؤيت و قابل احساس نيستند. بنابراين، استدلال فوق براى عرضيّت كيفيات محسوس، قانعكننده نيست.
انگاره كمون و بروز در طبيعيات
برخى در طبيعيات به انگاره «كمون و بروز» باور آوردهاند؛ به عقيده اينان، اشيائى در جهانِ طبيعت وجود دارد كه در باطن خويش استعدادها و ويژگىهايى را نهان كردهاند كه از قلمرو حس آدمى بيرون مىمانند. اين، در حالى است كه همين اشياء در يك بستر مناسبى، آنچه در باطن نهان داشتهاند، آشكارا بروز مىدهند. مثلا طبق نظر اينان، در درون ذغال آتش وجود دارد. (بر اساس نظريه عناصر اربعه كه پيشينيان بدان معتقد بودهاند) زيرا، ذغال از سنخ «تراب» است و در كمون خود عنصر ديگرى را به نام "نار" همراه دارد.
وقتى اين ذغال كنار آتش ديگرى نهاده مىشود در اثر مجاورت، آنچه را در باطن دارد، آشكار مىسازد؛ و بدينسان كمونش تبديل به بروز مىگردد.
اين نظريه داراى شعب گوناگونى است. از جمله در مورد "حرارت" و "برودت" و ساير كيفياتْ مطرح مىشود. بر اين اساس، اين امور در شمار اشيائى هستند كه گاهى ظاهر و آشكار مىشود و گاهى باطن و كامن مىگردند.
مصنف در برابر اين نظريه موضع مىگيرد و مىگويد: اينك سزاوار است كه به ابطال اين قول بپردازيم و اثبات كنيم كه كيفيات محسوسه عرضاند.
فَبِالْحَرِىِّ اَنْ نُبَيِّنَ أَنَّ ما يَقُولُونَهُ باطِلٌ، فَنَقُولُ: لا يَخْلُو إِنْ كانَتْ هذِهِ