شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٨١ - مناقشه در دستگاه جنس و فصل
براى شناخت ماهيت لازم ندانست ديگر ضرورتى براى اين بحثهاى دقيق باقى نمىماند. به ديگر سخن، اگر كسى دستگاه تعريف حد را كه از ارسطو مأثور است كه هر حدى بايد مشتمل بر جنس و فصل باشد و جنس و فصل هم به اين ترتيب منتهى به اجناس عاليه و مقولات عشر مىشود، نپذيرفت (چنانكه شيخ اشراق نپذيرفته و شايد در اين زمينه حق با ايشان باشد) ديگر جايى براى اين بحثها باقى نمىماند.
مناقشه در دستگاه جنس و فصل
البته، اين بحثها درباره جنس و فصل با اين عرض و طول موجب شكوفايى اذهان مىشود و قدرت تفكر و تأمل و تشقيق شقوق را مىافزايد و قابل تحسين است. ولى بايد توجه داشت كه تركيب هر ماهيتى از جنس و فصل، كليت ندارد[١] و ضرورت ندارد كه ما هميشه تعريف را به اين صورت در نظر بگيريم. البته، اگر چيزى در خارج مركب باشد و يك جزء آن مشترك بين دو يا چند نوع باشد مىتوان مفهوم جنس را از جزء مشترك و مفهوم فصل را از جزء مختص به دست آورد، و در ساير موارد با شناختن اجزاء، كل را شناخت ولى تعميم اين قاعده نسبت به همه ماهياتْ صحيح نيست. بنابراين، كافى است كه به طور مثال بگوئيم آب مركب است از اكسيژن و ئيدروژن. اگر واقعاً آب مركب از اين دو عنصر باشد و ما آنها را بشناسيم همين كافى است براى معرّفى آب بگوييم: آب مركب از اين دو عنصر است و ضرورت ندارد كه در اينجا يك مفهوم «لا بشرطى» اخذ كنيم و در تعريف آب، از آن استفاده كنيم. انسان نيز اگر واقعاً مركب از جسم و روح است هرگاه ما اين دو جزء حقيقى را بشناسيم مىتوانيم مجموع آنها را تعريف انسان قرار
[١] در بحث برهان شفاء به طور مفصّل به اين مبنا اشاره شده است. همچنين در تعليقه بر نهاية الحكمه.