شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧ - بررسى نظريه كمون و بروز در عدم انتقال حرارت
باقى مىماند، تا جسم ديگرى كه استعداد رنگ سياهى دارد وجود بيابد آنگاه اين رنگ بدان منتقل گردد.
اگر چنين فرض كنيد، مىگوييم اين خلاف واقع است. زيرا، هيچگاه در خارج سياهى بسان يك امر مجرّد و مستقل از جسم يافت نمىشود.
در نتيجه، هيچيك از اين فرضها كه براى جوهريت كيفيات بيان گرديد فرض صحيحى نخواهد بود.
بررسى نظريه كمون و بروز در عدم انتقال حرارت
اما، نظريه كمون و بروز هم نظريهاى است كه در طبيعيات ابطال شده است. در اينجا مصنف به جهتى اشاره مىكند كه البته آن جهت اختصاص به كمون و بروز ندارد و مىگويد: اگر جسمى واقعاً داراى حرارت باشد؛ و اين حرارت جوهرى باشد كه بروز مىكند و به شىء ديگرى منتقل شود؛ بدان معنا خواهد بود كه وقتى منتقل شد خودش ديگر نبايد حرارت داشته باشد؛ اگر آتش حرارتى دارد كه آن را به آب منتقل مىكند؛ پس، بايد خودش رفته رفته سرد شود. در حالى كه آتش سرد، وجود خارجى ندارد.
حاصل آنكه: طبق نظريه كمون و بروز هرگاه جسمى كه موجب حرارت جسم ديگرى شود حرارت خودش را به ديگرى منتقل كند و در نتيجه، جسم مسخِّن كه حرارت خودش را به ديگرى مىدهد، خودش رفته رفته سرد شود؛ بايد در خارج، آتشِ سرد وجود داشته باشد. در حالى كه بالبداهة مىبينيم چنين نيست. به طور مثال، آفتاب همواره حرارت مىبخشد در حالى كه هيچگاه خودش سرد نمىشود. اين وجه، بسيار ضعيف است. زيرا، امروزه ثابت شده است كه حرارت واقعاً از جايى به جاى ديگر منتقل مىشود. و بدنبال آن به سردى مىگرايد. گر چه پس از سردى شما آن را آتش نمىناميد. زيرا، اكنون به خاكستر تبديل شده است.