شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٠٥ - معانى اى كه در حيطه مفهومى جنس قرار مى گيرند
تعيين كنيم. حال، تا چه اندازه ضوابط مذكور، كارآيى داشته باشند و در شناختن فصول مؤثّر باشند تفاوت مىكند. در برخى جاها به آسانى مىتوان شناخت و در برخى جاها هم مورد شبهه باقى مىماند.
معانىاى كه در حيطه مفهومى جنس قرار مىگيرند
در طبيعت جنس كه مفهوم عامّى است، معانى ديگرى نيز داخل مىشود. مانند مجموعهاى كه معانى ديگرى هم در آن داخل مىشود. اين معانى، داراى چه ويژگى هستند كه مىتوانند در حيطه مفهومى جنس قرار بگيرند؟ اگر به ياد داشته باشيد در آخر فصل گذشته، مستشكل مدّعىِ آن بود كه ممكن است ما هر چيزى را با هر چيزى جمع كنيم و بگوئيم به هر جنسى مىتوان چيزهايى را افزود و گفت اينها مجموعاً يك شىء را تشكيل مىدهند. جناب شيخ اين ادّعا را نفى كرد و گفت: تنها اشياء خاصّى هستند كه با جنس اجتماع مىكنند. و وقتى به جنس ضميمه مىشوند آن را به صورت يك ماهيّتِ متحصّل و تامّ در مىآورند. اينكه ما در اثبات طبيعت و ماهيّتِ جنس، متوقف مىشويم، به خاطر همين امور است. يعنى آنگاه يك ماهيّتِ جنسى مبهم و لا متحصّل، تحصّل مىيابد كه اين امور، داخل در حوزه مفهومى آن شوند. اين معانى به دو صورت شناخته مىشوند:
الفـ نخست آن كه اشيائى بايد در حيطه جنس وارد شوند و با آن اجتماع كنند كه جنس، آنها را در درون خود محصور كند. آنسان كه از باب تشبيه معقول به محسوسـ خطى گرداگرد مفاهيم مربوط به جنس كشيده شود؛ و آنها همان اشيائى هستند كه وقتى وارد حيطه جنس مىشوند آن را از حالت ابهامى و لا تحصّل خارج مىسازند؛ و به صورت ماهيّت نوعيه و متحصّل در مىآورند.
بـ دوّم آنكه مصاديق آنها را تعيين كنيم. يعنى در ميان مفاهيم شناخته