شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٦٧ - فرق جنس و مادّه
اگر در همين مفهوم تغيير مختصرى روى دهد و اعتبارش تغيير يابد، مادّه خواهد بود نه جنس.[١]
البته، مطلب ياد شده، اختصاص به جنس ندارد. فصل هم همينطور است. فصل هم در صورتى فصل خواهد بود كه «لا بشرط» باشد. اگر آن را «بشرط لا» اخذ كنيم، صورت خواهد بود نه فصل!
حال، از ساير كلّيات صرفنظر مىكنيم و تكيه بحث را بر روى جنس قرار مىدهيم؛ و مطلب را با ذكر مثال بيان مىكنيم:
كسانيكه از نظر فكرى و عملى متوسط مىباشند و به عمق مباحث فلسفى نرسيدهاند خيلى دچار اشكال مىشوند و مفهوم جنس را گاهى به صورت جنس استعمال مىكنند؛ و گاهى به صورت مادّه! از اين رو ما همان مفهوم را كه براى چنين اشخاصى مورد اشكال واقع مىشود به بحث مىگذاريم.
مىگوئيم: يك مفهوم با آنكه مفهوم واحدى است گاهى جنس انسان است و گاهى مادّه انسان. حال، اين پرسش مطرح مىشود كه آيا يك مفهوم با تمام تعاريف خود مىتواند به گونهاى باشد كه گاهى جنس قرار گيرد و گاهى مادّه يا اينكه اعتبارش متفاوت است؟ اين، همان دقّتى است كه رعايت آن در بحثْ لازم است. حقيقت اين است كه در اين جا دو اعتبار
وجود دارد. اگر در هر يك از اين اعتبارات، اندكى تغيير پديد آيد ديگر آن مفهوم خاص نخواهد بود. به طور مثال، اگر «جسم» را به عنوان مادّه انسان در نظر بگيريم و مثلاً بگوئيم: «الانسان جسمٌ و روح» يا بگوئيم: «الانسان مركّبمن جسم و روح» در اين صورت، جزئى از وجود انسان خواهد بود. وقتى جسم به صورت «مادّه» لحاظ مىشود ديگر قابل حمل بر «نوع» (انسان) نيست. زيرا، مادّه به تنهايى نوع را نمىسازد؛ بلكه مادّه به اضافه
[١] اين، همان اعتبار «لا بشرطى» و «بشرط لائى» است.