شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٦ - جدول پيشنهادى مصنف براى اضافات
مثال براى اقسام اضافات: زياده و نقصان در كميت، مانند: اين خط، زايد است و آن خطّ، ناقص. امّا، زياده و نقصان در قوّه، مانند: غالب، قاهر و مانع و نظاير آنها؛ چنانكه مىگوييم: قوّه اين شخص بيشتر از ديگرى است. اين هم يك نوع زياده و نقصان است.
و امّا اضافهاى كه از قبيل فعل و انفعال است، مانند: پدر و فرزند و مانند: قاطع و منقطع.
مناقشه در مثال: اگر بنا را بر مناقشه در مثال بگذاريم، مثالى كه شيخ براى فعل و انفعال بيان كرده است، قابل مناقشه است. زيرا، منشأِ اضافه ابوّت و بنوّت، آن نيست كه "ابن" منفعل از "أب" است. البته، مثال ديگرى كه شيخ بيان كرده قابل قبول است. زيرا در قاطع و منقطع، چيزى مىبرد و چيزى هم بريده مىشود. به طول مثال: كارد، مىبرد و خربزه بريده مىشود. يكى قاطع است و ديگرى منقطع! اين، همان فعل و انفعال است. "ان يفعل" را به كارد نسبت مىدهيم و "ان ينفعل" را به خربزه.
امّا، اضافهاى كه طرفين آن از باب "محاكات" است: يكى حاكى و ديگرى محكى؛ مانند علم و معلوم؛ حسّ و محسوس؛ خيال و متخيَّل. دراينها علم، حاكى است، خواه علم عقلى و كلى باشد و خواه احساس جزئى باشد و يا تخيّل باشد. و منشأ اين اضافه، "حكايت كردن" است. از آن رو، اضافه پديد مىآيد كه مىگوييم: اين عالم است و آن معلوم؛ يعنى اين حكايت مىكند از آن.
در پايان، مصنف مىگويد: نمىتوان اين امور را مضبوط دانست و آنها را منحصر در چهار قسم، نمود. درست است كه گفتيم، اضافات چهار قسم دارند؛ امّا، اين سخن نه مبتنى بر برهان است و نه مبتنى بر استقراء تام.
لكِنَّ الْمُضافَ قَدْ يَنْحَصِرُ مِنْ جِهَة، فَقَدْ يَكُونُ الْمُضافانِ شَيْئَيْنِ لا يَحْتاجانِ اِلى شَىْء آخَرَ مِنَ الاَْشْياءِ الَّتي لَها اِسْتِقْرارٌ فِى الْمُضافِ حَتّى تَعْرِضَ لاَِجْلِهِ