شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨١ - تقسيم منطقىِ قضايا
اين نقيض باشد؛ خواه مفهوم آن نقيض باشد. هر دوى اين مفهومها از آن سلب مىشود. امّا لازمهاش ارتفاع نقيضين نخواهد بود.
بنابراين، انسانيّت من حيث هى، نه عين انسانيّت زيد است و نه غير از انسانيّت زيد است. نه عينيّت بر آن حمل مىشود و نه غيريت! فقط انسانيّت است و بس! در مفهوم انسانيت، عينيّت يا غيريّت با انسانيّتِ زيد نهفته نيست. مگر آنكه سؤال را به گونهاى تلقّى كنيم كه لاجَرَم «احد الطرفين» در پاسخ قرار گيرد؛ يعنى سؤال از حمل شايع باشد. در اين صورت است كه اگر مجيب يكى از طرفين را انتخاب نكند لازمهاش ارتفاع نقيضين خواهد بود.
بنابراين، اگر در پاسخ اين سؤال كه آيا انسانيّت در زيد غير از انسانيّتى است كه در عمرو است يا نه؟ غيريّت را بر آن حمل كنيم؛ انسانيّت، من حيث هى، منظور نشده است. زيرا، انسانيّت من حيث هى، چيزى غير از انسانيّت نيست. از اينرو، هرگاه بخواهيم غيريت را بر آن حمل كنيم، امرى زائد بر ذات ماهيّت را كه از جمله امور عَرَضى است بر آن حمل كردهايم. اين سخن درباره مفهوم «عينيت» هم صادق است يعنى اين مفهوم را هم به حمل اوّلى نمىتوان حمل بر انسانيت كرد.
امّا اگر منظور از «انسانيت» در سؤال، وجود خارجى آن باشد كه توأم با اعراض مشخصه است در اين صورت مىتوان «غيريت» را بر آن حمل كرد زيرا وجود انسانيتى كه در زيد بوسيله اعراض مشخص شده غير از انسانيت موجود در عمرو است و اين غيريتش بواسطه اعراض است.[١]
بنابراين، وقتى چنين اعتبارى را در نظر گرفتيم كه يك انسانيّتى در زيد
[١] كلمات شيخ در اين مباحث، روى اين مبنا است كه تشخصِ شىء به اعراضِ مشخصه است. شگفتانگيز آنكه عليرغم اينكه فارابى قبل از جناب شيخ اين مسئله را حلّ كرده بود كه تشخّص، به اعراض نيست بلكه تشخّص به وجود است. و شيخ به فارابى كمال احترام را مىگذارد و از سخن وى استفاده مىكند؛ ولى عملا در اينگونه مباحث هرجا سخن از تشخص به ميان مىآيد، همين مطلب را كه تشخص به وسيله عوارض است، مطرح مىكند.