شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٣ - اقسام فاعل
نيروى طبيعى در وجود آنها است و همان منشأ اثر مىگردد. (منشأ حركت و تغيّر در شىء ديگر يا در خودش مىشود).
حال، آنجائى كه فاعل بالاراده و بالاختيار باشد مطلب خيلى روشن است؛ چرا كه بيش از جسميّت، چيز ديگرى دارد كه آن منشأ اراده و اختيارش مىشود. اگر آن را نداشت، چنين فاعلى بالاراده نمىبود. و در جاى خودش ثابت شده كه فاعل بالاراده، داراى نفس حيوانى است و اين نفس، غير از جسميّتِ آن است؛ اعم از اينكه اين نفس، مادى باشد يا مجرّد!
توضيح آنكه: بين مشّائيان و ديگران از قبيل صدرالمتألهين، اختلاف وجود دارد. مشّائيان نفس حيوانى را مادّى مىدانند؛ ولى همگى بر اينكه نفس، چيزى غير از جسم است اتفاق نظر دارند. بنابراين، بسيار واضح است فاعلى كه داراى اراده و اختيار است، غير از اصل جسميت، چيز ديگرى هم دارد، و چنانچه آن چيز جسمانى باشد چيزى غير از خود جسم خواهد بود. وگرنه، بايد ساير اجسام هم اراده و اختيار مىداشتند.
وانگهى، فاعل بالاراده گاهى كارى را انجام مىدهد كه بر خلاف مقتضاى طبع جسمانىِ آن است. چنانكه طبق نظريات طبيعيّات قديم، هر جسم ثقيلى از قبيل سنگ و خاك و مركّبات مانند بدن انسان، بايد به طرف پائين حركت كند؛ امّا گاهى انسان با اراده به طرف بالا حركت مىكند. اين حركتى كه بسوى فوق انجام مىدهد بر خلاف جهتى است كه مقتضاى طبيعت جسمانىِ آن است. پس، اين مبدئى غير از جسم دارد. اگر تنها جسمانيّتِ آن، منشأ اين حركتش مىشد بايد فقط آن را به طرف پائين مىبرد. در حالى كه فرض اين است كه به طرف بالا مىرود.
به هر حال، در مورد فاعل بالاراده و فاعل مختار، مطلب نيازمند به بحثهاى پيچيده نيست. زيرا، بىترديد غير از جسميّت يك قوه و يا مبدء