شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٩ - كيفياتى كه در كميات قرار دارند و اثبات آنها
اَلْفَصْلُ التّاسِع
فِى الْكَيْفِيّاتِ الَّتي فِى الْكَمِيّاتِ وَاِثْباتِها
هذا الْفَصْلُ يَليقُ بِالطَّبيعيّاتِ، [١] وَقَدْ بَقِىَ جِنْسٌ واحِدٌ مِنَ الْكَيْفِيّاتِ يَحْتاجُ اِلى اِثْباتِ وُجُودِهِ و اِلَى التَّنْبيهِ عَلى كَوْنِهِ كَيْفِيَّةً، وَهذِهِ هِىَ الْكَيْفِيّاتُ الَّتي فِى الْكَمِيّاتِ.
اَمَّا الَّتي في الْعَدَدِ كَالزَّوْجِيَّةِ وَالْفَرْدِيَّةِ وَغَيْرِ ذلِكَ، فَقَدْ عُلِمَ وُجُودُ بَعْضِها وَاُثْبِتَ وُجُودُ الْباقي في صَناعَةِ الْحِسابِ. وَاَمّا اَنَّها اَعْراضٌ، فَلاَِنَّها مُتَعَلِّقَهٌ بِالْعَدَدِ، وَخَواصُّ لَهُ، وَالْعَدَد مِنَ الْكَمّ، وَالْكَمّ عَرَضٌ.
وَاَمَّا الَّتي تَعْرِضُ لِلْمَقاديرِ فَلَيْسَ وُجُودُها بِبَيِّن، فَاِنَّ الدَّائِرَةَ وَالْخَطَّ
[١] در نسخههاى ديگر نيز تعبير «... يليق بالطبيعيات» آمده است. ولى به نظر مىرسد مناسبتر آن بود كه بگويد: «... يليق بالتعليميات» زيرا، بحث در اوصاف مقدار است و مقدار موضوع بحث تعليميات است، نه طبيعيات. احتمال دارد كه مصنف اين طبيعيات را در مقابل «ما بعد الطبيعة» به كار برده باشد، تا شامل تعليميات هم بشود. يعنى هرچه مربوط به ماديات است؛ اعمّ از طبيعياتِ مصطلح و تعليميات. به هر حال، جاى بحث فوق، در تعليميات و رياضيات است. زيرا، مسائلى كه اينجا مطرح مىشود يا مربوط به عدد است؛ و يا مربوط به مقدار هندسى است. معالوصف، اين پرسش همچنان مطرح است كه چرا اين مباحث در الهيات مطرح مىشود؟ پاسخ آن، اين است كه در تعليميات، وجود اين امور، به عنوانِ اصل موضوعى تلقّى مىگردد. زيرا، رياضيات يا هندسه، علومى نيستند كه به صورت برهانى در مقام اثبات وجود چيزى برآيند. اثبات اين مسائل در «فلسفه اولى» و در «ما بعد الطبيعة» مطرح است. آنگاه، مسائل ديگرى نيز هست كه پيرامون وجود آنها بحث مىشود و به طور تَبَعى اينجا بدان اشاره مىشود. بنابراين، اين مباحث از يك جهت كه همان جهت اثبات وجود آنها است به «ما بعد الطبيعة» و الهيات بالمعنى الاعمّ مربوط مىشود؛ و از جهت ديگر كه بحث ويژگى مقدار و عدد است و ويژگى عدد با تعليميات، مناسبت دارد به رياضيات ارتباط پيدا مىكند.
گويا اين بخش از سخن يعنى: «هذا الفصل يليق بالطبيعيات» متمّم تيتر فصل است. يعنى اين فصلى كه در كيفيات مختص به كمّيات است با طبيعيات، سازگارتر است. (يليق بالطبيعيات) آنگاه، جمله «و قد بقى جنس واحد...» اوّل مطلب خواهد بود.