شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٨ - پاسخ مصنف از اشكال مذكور
پس، منشأ غلط، اين پندار است كه «حيوان بما هو حيوان» بايد در خارج متصّف شود به «احد الوصفين المتقابلين» (يا خاص و يا عام) در حالى كه اينچنين نيست و اين پندار، باطل است. چه، اگر تنها به اصل حيوانيت، چشم بدوزيم و هيچ چيز ديگر را در آن لحاظ نكنيم، نه متصف به خاصّ بودن و نه متصف به غيرخاص بودن (عامّ بودن) مىشود. بلكه هر دو از مقام ذاتِ ماهيّت سلب مىشوند. چون مقام ذات، فقط خودِ ماهيت است و غير از آن هيچ چيز ديگرى نيست. مفهوم عموم و خصوص در ماهيت حيوان دخالتى ندارد. و هرگاه همان حيثيّت حيوانيّت در نظر گرفته شود، آن دو وصف، از آن سلب مىگردد. از اينرو، مىگوييم ماهيّت در مقام ذات، نه عامّ است و نه خاص! البته، صرف نظر از مقام ذاتش، يعنى به حمل شايع لاجَرَم بايد بگوييد حيوانى كه در خارج موجود است «على نعت العموم» موجود است يا «على نعت الخصوص»! امّا، اين غير از مقام ذات و مفهوم حيوانيت است.
فَقَوْلُهُ لَمْ يَخْلُ اِمّا اَنْ يَكُونَ خاصّاً اَوْ يَكُونَ عامّاً: اِنْ عَنى بِقَوْلِهِ اِنَّهُ لا يَخْلُو عَنْهُما فى حَيْوانِيَّتِهِ فَهُوَ خال عَنْهُما فى حَيْوانِيَّتِهِ، وَاِنْ عَنى اَنَّه لا يَخْلُو عَنْهُما فِى الْوُجُودِ اَىْ لا يَخْلُو عَنْ لُزُومِ اَحَدِهِما فَهُوَ صادِقٌ. فَاِنَّ الْحَيْوانَ يَلْزَمُهُ ضَرُورَةً اَنْ يَكُونَ خاصّاً اَوْ عامّاً، وَاَيُّهُما عَرَضَ لَهُ لَمْ يَبْطُلْ عَنْهُ الْحَيْوانِيَّةُ الَّتى هِىَ بِاعْتِبار مّا لَيْسَ بِخاصٍّ وَلا عامٍّ، بَلْ يَصيرُ خاصّاً اَوْ عامّاً بَعْدَها بِما يَعْرِضُ لَها مِنَ الاَْحْوالِ.
در كلام مستشكل آمده است كه قضيه از دو حال خارج نيست: يا اين است كه حيوانيّت، عام است و يا خاص! مصنف مىگويد: اگر مقصود وى آن است كه «حيوان بما هو حيوان»، خاص يا عام است؛ اين صحيح نيست زيرا نه عام بودن و نه خاص بودن جزء ماهيّت حيوان نيست. امّا، اگر منظورش اين است كه عام بودن و خاص بودن، لازمه وجود آن است، مىگوييم آرى،