شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٨٧ - پاسخ مصنف از بيان فوق
خواهد آمد. و اگر «مماثلت» را اخذ كنيم، در هر ماهيتى دو فرد از يك ماهيّت مىتوانند مماثلت داشته باشند. «وحدانيت» هم يكى از مفاهيم عامّه است.
به هر حال، براى تعريف ماهيت زاويه قائمه، به جز التقاى خطّين و يكى از اين مفاهيم بديهى، به چيز ديگرى نياز نيست. اما، دو زاويه حادّه و منفرجه اينگونه نيستند. اين دو، برخلاف زاويه قائمه بايد از حدّ مساوات خارج شوند.
از اين رو، نخست بايد مفهوم مساوات را شناخت، آنگاه گفت خروج از حدّ مساوات موجب مىشود كه زاويه حادّه به وجود آيد. اما، زاويه قائمه خودبهخود تحقق يافته و مفهومش روشن است.
تعريف ديگرى از زاويه كه نيازمند قائمه نيست
در پايان، اشاره مىكند به اينكه اگر كسى اشكال كند و بگويد ما مىتوانيم زاويه را اينگونه تعريف كنيم كه هرگاه خطى، خط ديگرى را قطع كند، از چند حال خارج نيست: الف ـ يكى از ديگرى كوچكتر است و اين همان زاويه حادّه خواهد بود.
ب ـ يكى از ديگرى بزرگتر است؛ اين، زاويه منفرجه است.
ج ـ هر دو با هم مساوى باشند، كه اين زاويه قائمه خواهد بود.
بنابراين، با چنين بيانى، هر سه زاويه در عرض هم تعريف مىشوند. و ديگر نيازى نيست كه اول زاويه قائمه را تعريف كنيم و آنگاه، آن را معيار قرار داده، زاويه حادّه و منفرجه را با آن بشناسيم.
پاسخ مصنف از بيان فوق
مصنف، در پاسخ اين اشكال مىگويد: در همينجا هم شما بىآنكه متوجه باشيد زاويه قائمه را اخذ كردهايد و معيار قرار دادهايد. زيرا، همين كه شما