آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٩٧ - گناهانى كه موجب تباهى ايمان است!
«امام باقر (ع)» پيرامون دروغ گفته است: «دروغ موجب خرابى ايمان است».[١] درباره بداخلاقى، از «امام صادق (ع)» چنين است كه بداخلاقى، كردار را نابود مىكند آن گونه كه سركه عسل را».
نيز گفته است: «بداخلاقى ايمان را نابود مىكند، آن گونه كه سركه عسل را.»[٢] احاديث از اين دست با تعبيراتى گوناگون بسيار است، ولى آن همه، از يك معنى حكايت مىكند و آن اينكه اين گونه گناهان، نشاندهنده شركى است كه صاحب آن در پوشيدن آن مىكوشد و اين گونه گناهان آن را آشكار مىكند. نكته مهم، مطلب و راز آشكار شده است نه فرد كشفكننده آن به سخن ديگر، آنچه مهم است آن چيزى است كه گناه موجب كشف آن است. همان گونه كه درباره آيه ٩٣ سوره نساء گفته شده است:
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً.
و آنكه به عمد مؤمنى را بكشد، سزاى او دوزخ است كه هميشه در آن جاودانه است و خدا بر وى خشم گيرد و او را از رحمت خود دور كند و عذابى بزرگ را براى وى فراهم آورد.
مفسران بر اين باورند: «اگر كسى مؤمنى را به سبب ايمان او به قتل رساند، عملش، نشاندهنده كفرى است پنهان كه با كشتن مؤمن، آن را آشكار مىكند، زيرا قتل مؤمن به سبب ايمان او ناشى از دشمنى با خدا و ستيز با ايمان است. «عياشى» از امام صادق (ع) روايت مىكند: «آنكه مؤمنى را به دليل دين او بكشد، عمل او قتل عمد به شمار مىرود». امام (ع) درباره قتل ناشى از اختلاف بين دو نفر مىفرمايد:
[١] همان، ص ٣٣٩، باب كذب، شماره ٤.
[٢] همان، ص ٣٢١، باب سوء خلق، شماره ١ و ٣.