آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٣٦ - درس صد و بيست و دوم آيات متشابه سوره انفال
سرنشينان آن، سوره إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ[١] را تلاوت مىكرده است. آواى قرآن در وى اثر مىكند، سكوت مىكند و بدان گوش فرا مىدهد تا بدين آيه مىرسد: وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ.- و هنگامى كه نامه اعمال خلق گشوده مىشود.» ترس از خدا قلب او را فرا مىگيرد، چه به نامه كردار خود در روز واپسين مىانديشد. سازهاى طرب را مىشكند و به همراه شيشه و جام شراب، آنها را به دجله مىافكند و آن آيه را تكرار مىكند و پشيمان از هر گناهى به خانه بازمىگردد و طاعت پروردگارش را پيشه مىكند.
بنابراين، يادآور شدن و ياد خدا از شئون انسان است و اين سنت قلبى در اراده و كردار از سنن الهى است از آن نكته دو نتيجه مىگيريم و دو چيز مىآموزيم كه بدون هريك از اين دو ايمان تكميل نگردد. يكى اينكه فرد فرمانبردار خداوند، خود را از نيرنگ خدا در امان نبيند و به طاعت خود مغرور نشود و خود بينى و خودپسندى پيشه نكند. اينكه گناهكار از رحمت خدا نااميد نگردد تا اينكه پيروى از هواى نفس را تا آنجا ادامه دهد كه خطاها او را در برگيرند و بر او پيروز گردند. بنابراين آنكه خود را از عذاب خدا در امان نبيند و از رحمت الهى نااميد نباشد، شايسته آن است كه قلب خويش را مراقبت و نفس خويش را محاسبه كند و از افراط و تفريط بپرهيزد و حالتى بين ترس و بيم را برگزيند، كه او را از گناه بازدارد و اميدى كه او را به فرمانبردارى خدا رهنمون گردد.[٢] چكيده اين گفتار اينكه در دل آدمى، دگرگونيهاى ناگهانى است. گاه باشد كه ناگهان چراغى را براى راه گمشده روشن كند و او را پس از تحمل رنجها و بدبختيها، به راه راست و درست رهنمون گردد. همان گونه كه گاه روشنى را از پيش پاى فرد گام زننده در راه برگيرد و او را پس از سعادت و خوشبختى، به گرداب بدبختى و نيستى بكشد. بنابراين براى فرد پيماينده راه هدايت (در هر مرحلهاى از طاعت و يا گناه باشد) شايسته نيست. كه در مسير زندگى پرنشيب و فراز خود، از اين حالات و رويدادهاى ناگهانى، نسبت به خود غافل بماند، مؤمن به ايمان خود مغرور نگردد تا
[١] سوره تكوير.
[٢] تفسير المنار، شيخ محمد عبد، ج ٩، ص ٦٣٤- ٦٣٥.