آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٣٤ - درس صد و بيست و دوم آيات متشابه سوره انفال
سعادتمند، كسى است كه خداوند، او را سعادتمند خواسته باشد و بدبخت و شقى آن كسى است كه خدا او را گمراه كرده باشد. دلها به دست خداست به هر سويى كه بخواهد آن را مىگرداند. اگر كافر بخواهد كه ايمان آوردن و خداى تعالى، ايمان آورده او را اراده نكند، بين او و دلش فاصله مىشود، و چنانكه مؤمن بخواهد كافر شود و خدا كفر او را نخواهد بين او و دلش فاصله خواهد شد.
«فخر رازى» در دنبال اين نظريه مىافزايد كه: «ما با برهانهاى عقلى، درستى اين نظريه را ثابت كرديم و گفتيم كه حالات قلب- اعم از عقايد و اراده و خواستهها- از اختيار آدمى بيرون است». آنگاه بر اين همه استدلال، دليلتراشى كرده و مىافزايد كه: «معلوم است كه فاعل اعتقادات و اراده و خواستهها، خداى متعال است و [نص] صريح قرآن دلالت دارد بر اينكه حالات قلب از جانب خداست و دلايل عقلى بر اين امر دلالت دارد» و سرانجام نتيجه مىگيرد: «حق همان است كه بيان كرديم»[١]. او بدين سفسطه مفتضح براى اثبات مذهب اشعرى در جبر كوشش مىكند.
ما، در گفتار آينده از سعادت و شقاوت سخن خواهيم گفت. مطلب اساسى كه مورد استناد و استدلال «فخر رازى» در اين زمينه است، نظريه «اختيارى نبودن اراده» است. همان گونه كه پيشتر از اين گروه بازگو شد، بر آن باور هستند كه اراده، ملاك اختيارى بودن كارهاى انجامشده از سوى بندگان به اختيار آنهاست، ولى خود اراده ذاتا اختيارى نيست وگرنه بايد پيش از اراده، اراده ديگرى باشد كه لازمه آن تسلسل خواهد بود. ما، در پاسخ آنان گفتيم كه اختيارى بودن اراده، همانند شورى نمك، ذاتى است، ولى شورى هر چيز، شورى ديگرى از منشأ نمك است و ناگزير بدان پايان يابد.
اين است مطالب بنيادين و مهم اشاعره و در رأس آنان فلسفهبافان اين مكتب و به ويژه امام المشككين «فخر رازى» در تحريف مفهوم اين آيه. ولى آنان- كه سخنان فريبنده «اشعرى» را در اين باره نپذيرفتهاند، يا در موضوع رأى و اختيار در سوى
[١] تفسير امير كبير، ج ١٥، ص ١٤٧ و ١٤٨.