شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٧٦ - ٢ فرق ميان دو مثال هندسى
زاوِيَةً حادَّةً. فَأَمَّا الْخَطُّ الْغَيْرُ الْمُتَّصِلِ بِهذَا الْخَطِّ فَإِنَّهُ لا يُحَدَّدُ بِهِ شَىْءٌ، وَكانَ اِعْتِبارُ الْمَيْلِ مِنَ الْخَطِّ الْمُسْتَقيمِ مُطْلَقاً غَيْرَ صَحيح في هذا الْبابِ، وَإِلاّ فَالْمُنْفَرِجَةُ وَالْقائِمَةُ أَيْضاً حادَّةٌ. وَكَذلِكَ اِعْتِبارُ الْمَيْلِ عَنِ الْخَطِّ الْفاعِلِ لِلْمُنْفَرِجَةِ، لاَِنَّ الْمَيْلَ عَنِ الاِْنْفِراجِ قَدْ يَحْفَظُ الاِْنْفِراجَ، إِذْ تَكُونُ مُنْفَرِجَةٌ أَصْغَرَ مِنْ مُنْفَرِجَة. وَكَذلِكَ حُكْمُ الْحادَّةِ هذِهِ مَعَ أَنَّ الْحادَّةَ لا يُمْكِنُ أَنْ تُعَرَّفَ بِالْحادَّةِ فَيَكُونُ تَعريفَ مَجْهُول بِمَجْهُول.
نكته ديگر
در اينجا نكته ديگرى را جناب شيخ به صورت عطف بر مطالب گذشته بيان مىكند تا در آخر فصل قافيه شعرى را كه سروده است درست كند. و آن نكته، اين است: درست است كه زاويه حادّه، از قائمه كوچكتر و يا جزئى از آن است؛ اما، اين بدان معنا نيست كه بايد زاويه حادّه با قائمه سنجيده شود تا مفهوم آن به دست آيد. ضرورت ندارد كه زاويه حاده را با يك زاويه قائمه يا با زاويه منفرجهاى مقايسه كنيم و بگوييم: «حادّه» آن است كه از آندو، كوچكتر باشد! پس، قوام حادّه بودن، به مقايسه و اضافه نيست بلكه مفهوم زاويه حادّه، يك مفهوم نفسى است كه لازمهاش يك اضافه است. همين اضافهاى كه در تعريف آن اخذ مىكنيم و مىگوييم: زاويه حادّه از زاويه قائمه كوچكتر است. بنابراين، وقتى مىگوييم زاويه حادّه، جزئى از زاويه قائمه و يا كوچكتر از زاويه قائمه است، اضافه خفّىاى را در آن اخذ كردهايم؛ ولى اين بدان معنا نيست كه اساساً حادّه بودن با مقايسه حاصل مىشود.
آرى، اگر يك مفهوم اضافى مانند «صِغَر» و «كِبَر» بود، در اين صورت، بدون مقايسه، تحقق نمىيافت. از اين رو، تا صغير را با كبير نسنجيم، اصلا صغير معنا نمىيابد. زيرا همان چيزى كه صغير است، اگر با چيز ديگرى