شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٦١ - توضيح
ماهيت نوعيه پديد نمىآيد؛ بلكه عين ماهيت نوعيه هستند؛ اين، تنها اختصاص به رابطه جنس و فصل با ماهيت نوعيه دارد. اما، اينكه خود نوع در خارج وجودش مركب از اجزا باشد مسئله ديگرى است. در خارج انواعى وجود دارد كه مركب مىباشند و انواعى هم از مقولات هستند كه هم در خارج و هم در عقل بسيطاند. و تنها عقل مىتواند با تحليل، براى آنها جنس و فصل يا ماده و صورت عقلانى، اختراع كند. وگرنه، حقيقت آنها، بسيط است. جواهر بسيط، انواع بسيطمحسوب مىشوند. مانند: عقول. اعراض هم اصولا همه آنها بسيطاند. تنها يك نوع از اعراض است كه يك نحو تركيب در آن فرض مىشود. و آن كمّيت است. كمّيت، چه متصل و چه منفصل، از اجزائى تشكيل مىشود؛ و صحيح است كه بگوييم هر كمّى، مركب از اجزا است. منتهى در كم متصل اجزا بالقوه موجودند ولى در كممنفصل ـ طبق نظر مشهور ـ اجزا بالفعل موجودند. به هر حال در يك قسم از اعراض كه كمّيات باشد تركيب خارجى ـ هرچند بالقوه ـ وجود دارد. در بعضى از انواع جواهر نيز تركيب وجود دارد. مانند: اجسام كه مركّب از ماده و صورت هستند. همچنين همه مركّبات مانند انواع نباتات و حيوانات داراى اجزاء خارجى هستند. پس، اينكه جنس و فصلِ آنها، عين ماهيت آنها است؛ نه جزء ماهيت آنها، بدان معنا نيست كه هيچ جزء ديگرى ندارند، بلكه وجود آنها در خارج مىتواند اجزائى داشته باشد.
وَظاهِرُ الْحالِ يُومئُ إِلى أَنَّ أَجْزاءَ الْحَدِّ أَقْدَمُ مِنَ الْمَحْدُودِ، لكِنَّهُ قَدْ يَتَّفِقُ أَنْ يَكُونَ في بَعْضِ الْمَواضِعِ بِالْخِلافِ. فَإِنّا إِذا أَرَدْنا أَنْ نَحُدَّ قِطْعَةَ الدّائِرَةِ حَدَّدْناها بِالدّائِرَةِ، وَإِذا أَرَدْنا أَنْ نَحُدَّ إِصْبَعَ الاِْنْسانِ حَدَّدْناها بِالإِنْسانِ، وَإِذا أَرَدْنا أَنْ نَحُدَّ الْحادَّةَ وَهِىَ جُزْءٌ مِنَ الْقائِمَةِ حَدَّدْناها بِالْقائِمَةِ، وَلا نَحُدُّ أَلْبَتَّةَ اَلْقائِمَةَ بِالْحادَّةِ، وَلاَ الدّائِرَةِ يِقَطْعَتِها، وَلاَ الاِْنْسانَ بِالاِْصْبَعِ.