شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٥٩ - اجزاى حدّ و اجزاى نوع
الفصل التاسع
فصلٌ فى مُناسَبَةِ الحدِّ وأجْزائه
وَنَقُولُ: إِنَّهُ كَثيراً مّا يَكُونُ فِى الْحُدُودِ أَجْزاءٌ هِىَ أَجْزاءُ الْمَحْدُودِ. وَلَيْسَ إِذا قُلْنا: إِنَّ الْجِنْسَ وَالْفَصْلَ لا يَتَقَوَّمانِ جُزْئَيْنِ لِلنَّوْعِ فِى الْوُجُودِ، نَكُونُ كَأنّا قُلْنا: إِنَّهُ لا يَكُونُ لِلنَّوْعِ أَجْزاءٌ. فَإِنَّ النَّوْعَ قَدْ يَكُونُ لَهُ أَجْزاءٌ، وَذلِكَ إِذا كانَ مِنْ أَحَدِ صِنْفَىِ الاَْشْياءِ، أَمّا فِى الاَْعْراضِ فَمِنَ الْكَمِيّاتِ، وَأَمّا فِى الْجَواهِرِ فَمِنَ الْمُرَكَّباتِ.[١]
فصل نهم
اجزاى حدّ و اجزاى نوع
بسيارى از اوقات، حدّ داراى اجزائى است كه آنها عيناً اجزاى محدود هستند. يعنى ماهيتى كه تعريف مى شود،ماهيتِ مركّبى است كه اجزائى دارد و اجزائش در حدّ اخذ مى شود. اين سخن، با آنچه پيش از اين گفتيم منافاتى ندارد. زيرا لازمه سخن قبلى كه گفتيم «جنس و فصل اجزاى مقوّم ماهيت نوعيّه نيستند» آن نيست كه اصلا هيچ نوعى اجزائى ندارد، بلكه منظور از آن كلامْ اين بود كه وجود جنس و فصل
[١] در نسخه چاپ قاهره، اين مطلب به دنبال مطلب قبلى آمده؛ ولى صحيح آن است كه عبارت از سر سطر شروع شود. زيرا، مطلب ديگرى است. و اما، تعبير «» از تعبيرات عجيبى است كه شيخ اينجا به كار برده است. اين گونه تعبيرات با اصول فقه و... بيشتر تناسب دارد. ولى، چون جناب شيخ با فقه هم آشنايى داشته؛ از اين رو، گاهى چنين تعبيراتى را در فلسفه هم به كار برده است. منظور از «» اين است كه قاعده اوّليه چنين اقتضا مى كند.