شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٢١ - مختار ما در شناخت ماهيات
امّا آنچه در اينجا واقعاً مىشناسيم دو ماهيّت تامّ است كه هر دوى آنها به اصطلاح «بشرط لا» هستند.
ولى «بشرط لا» بودن، مانع تركيب نيست، و به ديگر سخن، آنها «بشرط عدم حمل»اند، نه «بشرط عدم تركيب» وگرنه، مادّه و صورت هم نبايد با يكديگر تركيب شوند در صورتى كه همه حكماء قائلاند كه مادّه و صورت با هم تركيب مىشوند و اتحاد مىيابند. جناب شيخ هم فرمود كه مادّه و صورت، با هم اتحاد دارند. در عين حال، مادّه، مادّه است و صورت هم، صورت است.
بنابراين، «بشرط لا» بودن مانع از اتحاد در وجود نمىشود بلكه مانع آن است كه مفهومى جزء مفهوم ديگر شود. امّا، چنانكه ملاحظه كرديد ما دو ماهيّت را شناختيم كه هر دو «بشرط لا» هستند و از تركيبِ آنها جسم كه خود مركّب است پديد مىآيد. مركّباتِ شيميايى اگر ماهيّتِ جديدى باشند از اين قبيلاند. به طور فرض، اگر كسى اكسيژن و ئيدورژن را شناخته بود. امّا، آب را نديده بود، به او مىگفتيم آب چيزى است كه از اكسيژن و ئيدروژن با اين نسبتِ خاص، به وجود مىآيد. و در اين صورت، تعريف صحيحى از آب داده بوديم.
امّا، اينكه اگر بخواهيم ماهيتى را با اجزاء خارجيش، يا با مادّه و صورتش تعريف كنيم و به طور مثال بگوئيم آب، چيزى است مركب از اكسيژن و ئيدروژن، چگونه بايد آنرا بيان كنيم؟ اين مطلبى است مربوط به زبان و قواعد دستورى. از اين رو، وقتى بخواهيم جملهاى بسازيم نيازمند موضوع و محمول خواهيم بود محمولى كه با موضوع وحدت داشته باشد يا به نوعى با آن اتحاد يافته باشد. هر قضيهاى را بيان كنيم بايد بين موضوع و محمول، نوعى اتحاد برقرار باشد: يا اتّحاد ماهوى كه در حمل اوّلى مطرح است و يا اتّحاد در وجود و اگر موضوع و محمول، وحدت ماهوى نداشته باشند؛ (و