شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٨٨ - پاسخ مصنف از بيان فوق
مفهوم كوچكتر را به كار مىبريد؛ مفهوم كوچكتر در مقابل مساوى و بزرگتر مطرح مىشود و با آنها تضايف دارد. پس، وقتى مفهوم كوچكتر وجود دارد، معنايش اين است كه مساوى هم وجود دارد. و مساوى، همان قائمه است.
حاصل آنكه وقتى گفته شود با التقاى دو خط، دو زاويه مختلف به وجود مىآيد كه زاويه كوچكترش حادّه و زاويه بزرگترش منفرجه است، در پاسخ گفته مىشود وقتى «مُختلفَيْن» مىگوييد، معنا و مفهومش اين است كه «غير مختلفين» هم وجود دارد. نخست، «غير مختلف» را در نظر گرفتهايد كه آن زاويه قائمه است؛ هرچند اسم آن را نياوردهايد. آنگاه، از زاويه حادّه و منفرجه سخن به ميان آوردهايد. پس، چنانكه ملاحظه مىكنيد، اگر همين تعريف هم به خوبى تحليل شود، خواهيد ديد كه در همين تعريف نيز به زاويه قائمه به عنوان معيار اشاره شده است. و وقتى مىگوييد زاويه منفرجه بزرگتر است، يعنى چيزى بيش از «مثل» دارد. يا وقتى مىگوييد كوچكتر است يعنى چيزى كمتر از «مثل» دارد. پس، در همه اين موارد مفهوم «مثل» را ضمناً لحاظ كردهايد؛ هرچند اسم آن را نياوردهايد. «مختلفتين» را هم با چيزى مىشناسيم كه متشابه باشد. يعنى نوعى يگانگى و وحدت داشته باشد. پس، نخست مفهوم وحدت و تشابه را در نظر مىگيريم؛ آنگاه، با نفى آن، اختلاف را مىشناسيم.[١]
* * * * *
[١] البته، بحث تفصيلى همه اينها در اوايل منطق شفا آمده است. كسانى كه خواهان تفصيل مطالباند مىتوانند به بحثهاى اوليه منطق شفا رجوع كنند.