شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٣٦ - توضيح عبارت متن درباره « حدّ»
آنچه درباره جوهر گفتيم، منظورمان جوهر بسيط بود كه در مقابل آن، دو چيز قرار مىگيرد: الفـ يكى جوهر مركّب؛ بـ ديگرى عرض؛ جـ و شقّ سوم، مركّب از جوهر و عرض است كه در واقع، مركب حقيقى نيست.
نسبت به اعراض كه در مقابل جوهر قرار گرفتند ديديم كه «زيادة الحدّ على المحدود» اتفاق مىافتد. پس، اطلاق حدّ، بر حدِّ اعراض، مانند اطلاق حدّ، در مورد جوهر بسيط نيست. حدِّ جوهر بسيط، كاملا مطابق با محدود بود؛ امّا، حدّ اعراض، زائد بر محدود است.
قسم ديگرى كه در مقابل جوهر بسيط قرار مىگيرد، مركّبات است. وقتى شما مىخواهيد مركّبات را تعريف كنيد، يك مفهوم را دوبار بايد اخذ كنيد و حال آنكه در مصداق خارجىاش يكى بيشتر نيست! به طور مثال وقتى شما مىخواهيد مركّب از ماده و صورت را تعريف كنيد يكبار بايد به عنوان اينكه اين مركّب خودش، تركيب جوهرى است؛ جوهر را به عنوان جنس، در آن اخذ كنيد، يك بار هم وقتى مىخواهيد اشاره كنيد به اينكه اين مركب مشتمل بر صورت است و وجودصورت، حالّ در مادّه است، بايد مفهوم جوهرى را كه محلّ صورت است اخذ كنيد.
همچنين اگر در مركّبى، هم جوهر و هم عرض وجود داشته باشد و بخواهيم آن را تعريف كنيم. يكبار مفهوم جوهر را از آن رو اخذ مىكنيم كه آن مجموعْ مشتمل بر جوهر است، و يكبار هم از آن رو كه مركب، مشتمل بر عَرَض است و تعريف عَرَض متوقف بر جوهر است.
پس، چون اين تعريف، تعريف مجموع جوهر و عَرَض است، هم بايد شامل حدّ جوهر باشد و هم شامل حدّ عَرَض. و در حدّ عَرَض، هم جوهر اخذ مىشود؛ در نتيجه، در «حد» مذكور، دو بار جوهر اخذ مىشود و بازگشت اين حدّ، به آن است كه مفهومى در آن تكرار شود و كثرتى در آن به