شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٨٦ - تعريف مناسبت حدّ و محدود
مِنْ حالِهِ أَنّ نَفْسَهُ حَسّاسَةٌ ناطِقَةٌ، فَيَكُونُ هذا تَحْصيلا لِكَونِهِ ذا نَفْس دَرّاكَة. فَلَيْسَ يَكُون [١] اَلْجِسْمُ ذو النَّفْسِ الدَّرّاكَةِ شَيْئاً، وَكَونُهُ ذا نَفْس ناطِقَةً شَيْئاً يَنْضَمُّ إِلَيْهِ خارِجاً عَنْه، بَلْ يَكُونُ هذَا الَّذى هُوَ حَيْوانٌ هُوَ الْجِسْمُ ذُو النَّفْسِ الدَّرّاكَةِ. ثُمَّ كَوْنُ نَفْسِهِ دَرّاكَةً أَمْرٌ مُبْهَمٌ، وَلا يَكونُ بِالْفِعْلِ فِى الْوُجُودِ مُبْهَماً أَلْبَتَّةَ كَما عَلِمْتَ، بَلْ يَكونُ فيهِ مُحَصَّلا، وَإِنَّما يَكونُ هذَا الاِْبْهامُ فِى الذِّهْنِ، إِذْ يَكونُ مُشْكِلا عَلَيْهِ حَقيقَةُ النَّفْسِ الدَّرّاكَةِ حَتّى يُفَصَّلَ،[٢] فَيُقالُ دَرّاكَةٌ بِالْحَسِّ وَالتَّخَيُّلِ وَالنُّطْقِ.
فصل هفتم
تعريف مناسبت حدّ و محدود
مفهوم نوع و ماهيت، به صورت «لابشرط» اخذ مىشود برخلاف مادّه و صورت كه حيثيتشان، حيثيّت «بشرط لائى» است. از اين رو، مادّه به تنهايى قابل حمل بر نوع نيست. چنانكه صورت هم به تنهايى قابل حمل نيست.
اين فرق كه بين مادّه و صورت به عنوان دو مفهوم «بشرط لا» و جنس و فصل به عنوان دو مفهوم «لا بشرط» گذاشته مىشود، يك مسئله مشكلى است، و جناب شيخ اصرار دارد كه اين مورد در عالم خارج و ذهن هم فرق
نمىكند. جنس در ذهن هم مفهوم متعيّنى ندارد. تعيّن مفهوم جنس در ذهن هم متوقف است بر مفهوم فصل.
توضيح اين مطلب آنسان كه قابل قبول باشد، نيازمند بحثهاى بيشترى است؛ و چنانكه ملاحظه مىكنيد تاكنون مصنف چند مرتبه به اين امر
[١] در بعضى از نسخهها «كون الجسم» است. آن خيلى روشنتر است. بنابراين، در ترجمه و تبيين مطلب، بنا را بر اين مىگذاريم كه عبارتِ متن چنين باشد: «فليس كون الجسم ذى النفس الدرّاكة شيئاً...». و در اينجا «ذى النفس الدرّاكة» صفت براى جسم خواهد بود. [٢] يعنى تا اينكه فصلى آورده شود يا از اجمال به تفصيل برده شود، و گفته شود: «درّاكة بالحسّ» يا «درّاكة بالتخيّل» يا «درّاكة بالنطق».