شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠١ - اقسام فاعل
راه اثبات صور نوعيه براى اجسام: يكى از راههايى كه مىتوان با آن «صور نوعيه» را براى اجسام اثبات كرد از اين قرار است كه وقتى فعلى از يك جسم صادر مىشود، به هر صورت كه اين فعل را به آن نسبت دهيم از چند حال خارج نخواهد بود:
الفـ فعل حقيقتاً از آنِ جسم است و بالذات بدان نسبت داده مىشود.
بـ فعل حقيقتاً از آنِ جسم نيست و بالعرض بدان نسبت داده مىشود. يعنى موجود ديگرى در مجاورت جسم يا توأم با آن وجود دارد كه فعل حقيقتاً از آن صادر مىشود و بالعرض به جسم نسبت داده مىشود. مثال معروف آن، «جالس سفينه» است. چنانكه حركت سفينه، در واقع از آنِ خود سفينه است. ولى جالس سفينه هم به تبع سفينه حركت مىكند. از اين رو گفته مىشود جالس سفينه نيز از اين نقطه به نقطه ديگر حركت مىكند.
همچنين است جالس سياره يا طياره؛ در اين موارد نسبت حركت را كه به شخص مىدهيم، نسبتى بالعرض است. زيرا، حركت حقيقتاً از آنِ سفينه و سياره و طياره است. در اين موارد كه فاعل، فاعلِ بالعرض است؛ اطلاق واژه فاعل بر آن، اطلاقِ مجازى است. از اينرو، بايد فاعل اصلى و حقيقى را جستجو نمود، و ديد فاعل بالذات داراى چه حكمى است؟
بنابراين همه بحث در مورد فاعل بالذات خواهد بود؛ و فاعل بالعرض از آنرو كه يك نسبت مجازى دارد، نقشى در بحث نخواهد داشت.
گاهى ممكن است فاعل، بالقسر باشد؛ يعنى طبيعتى، داراى مقتضائى است چنانكه در طبيعيّات قديم مىگفتند اگر جسمى را از هوا پرتاب كنيد، با حركت طبيعى به طرف زمين كه مركز آن است سقوط مىكند! چنين حركتى، حركت طبيعى و مقتضاى طبع اين جسم مىباشد. ولى گاهى ممكن است نيرويى از خارج بر اين جسم وارد شود و آن را به سمت و سويى كه خلاف سمت و سوى مقتضاى طبعش است، حركت دهد. به طور مثال: شما سنگى