شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٩ - پديد آمدن جسم از مادّه و صورت
پديد آمدن جسم از مادّه و صورت
با توجه به آنچه گذشت، اگر جسمى همچون «نار» بخواهد در جايى تحقق يابد بايد پيش از آن، امكان وجودش باشد؛ و اين امكان، همان امكان استعدادى است. و امكان استعدادى نيازمند مادّهاى است كه حامل آن باشد. يعنى نخست بايد مادّهاى وجود داشته باشد تا صورت «نارى» بدان ملحق گردد، آنگاه از اين مادّه و صورت «نار» به وجود آيد. در اين صورت است كه مىتوان گفت اين «نار» به يك معنا از مادّه است؛ و به يك معنا از صورت است. به هر حال مىتوان آن را به هر دو نسبت داد.
نفس هم نيازمند موضوع قبلى است زيرا، قبل از پيدايش آن امكان وجودش هست، چنين امكانى، صفت براى بدن است. زيرا، بدن است كه نفس به همراه آن و متعلّق به آن پديد مىآيد. پس، امكان به اين جسم خاص مربوط است نه به ساير اجسام! حاصل آنكه، نفس طبق نظر مشائيان از موجودات حادث است، بر خلاف نظر افلاطونيان؛ از اينرو، بايد قبلا امكانِ وجود داشته باشد. و اين امكان، نه امكان حدوث نفس «فى الموضوع» است؛ و نه امكان حدوث نفس «من الموضوع» است، بلكه امكان حدوث نفس «مع الموضوع» است. وقتى يك سلسله از اجسام به گونهاى امتزاج يابند كه بتوانند آلت و ابزار براى نفس قرار گيرند؛ آنسان كه مشائيان رابطه نفس با بدن را رابطه آلت و ذىالآلة مىدانندـ در اين صورت، وقتى بدنى تحقق يابد و امكان تعلّق نفس به آن برايش محقّق گردد؛ صدور نفس از مبادى عاليه رجحان خواهد يافت. امّا، اگر بدن به اين صورت تحقق نيابد، صدور نفس و عدم صدور آن از مبادى عاليه يكسان خواهد بود. پس، تمايز استحقاق صدور نفس از اوائل (مبادى عاليه) و از فاعلهايى كه وجود را افاضه مىكنند، از عدم استحقاقِ آن، آنگاه حاصل مىگردد كه بدن تحقق داشته استعداد دريافت آن را يافته باشد.