شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٥ - دو اصطلاح خاصّ فلسفى براى قوّه
دو اصطلاح خاصّ فلسفى براى قوّه
در ادامه بحث قوّه و فعل، مصنف به دو نوع قوّه در مصطلحات فلسفى اشاره كرده است؛ گرچه اقسام جزئىترى نيز مىتوان براى آن در نظر گرفت؛ اما، به طور كلّى دو اصطلاح خاص در فلسفه براى قوّه بيان شده است:
الفـ قوّه فاعلى كه منشأ تغيّر و حركت مىشود؛
بـ قوّه انفعالى، كه مبدء تغيّر و حركت مىگردد.
جناب شيخ از قوّه فاعلى شروع مىكند و اقسامى كه براى آن تصوّر مىشود را برمىشمرد. آنگاه، به اين مطلب اشاره مىكند كه اقسام كلّىاش در قوّه انفعالى هم مىآيد.
اجمال بحث اين است كه چه قوّه فاعلى و چه قوّه انفعالى، هر دو داراى دو قسم مىباشند:
الف، قوّه تام
ب، قوّه ناقص.
اگر قوّه فاعلى تام باشد، حالت منتظرهاى از لحاظ فاعل براى تأثير نخواهد بود. فقط يك شرط وجود دارد و آن اين است كه ماده و قابل، قابليتش تمام باشد. و همينطور از ناحيه قابل هم اگر قوّه انفعالى تام باشد، با تامّ بودنِ فاعل، لاجرم، فعل هم تحقق مىيابد. ولى گاهى ممكن است فاعل، فاعل تامّ نباشد؛ و قوّه فاعلى، قوّه ناقصى باشد و براى اينكه تام شود بايد چيزى بدان افزوده گردد. چنانكه ممكن است گاهى قوّه انفعالى تامّ نباشد و به اصطلاح، قوّه بعيده باشد. در اين صورت، يك نوع قوّه انفعالى است؛ كه بعيد از فعليت مىباشد و بايد تغييراتى در آن پيدا شود.به طور مثال، نخست فاعلى در آن اثر كند و يك انفعالى در آن پديد آيد تا براى انفعال دوّم آماده گردد. در چنين فرضى مىگوييم انفعال دوّم، ناقص است.