شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦١ - مناقشه مصنف در استدلال متكلّمين
ديدگاه متكلّمين درباره «قدرت»
از اينجا مصنف به بحث ديگرى منتقل مىشود كه ميان فلاسفه و متكلمين واقع شده و در الهيات، منشأ كشمكشها و مناقشات تند گرديده، و آن اين است كه شما يكى از معانى «قوه» را «قدرت» دانستيد، و قدرت را معنا كرديد به اينكه فاعل به گونهاى باشد كه هرگاه بخواهد انجام دهد و هرگاه نخواهد انجام ندهد. و گفتيد چنين فاعلى ممكن است كه انجام دهد و ممكن است كه انجام ندهد. حال، آيا هرجا كه قدرت در معنايى كه مقابل عجز است به كار رود بايد اين امكان وجود داشته باشد يا نه؟
متكلمين مىگويند: هرجا قدرت به كار مىرود، امكان هم بايد باشد. آنجايى فاعل، قادر است كه «من شأنه ان يفعل و من شأنه ان لا يفعل» در وجود فاعل، امكانِ فعل و امكان عدم فعل، وجود داشته باشد. بنابراين، بايد اين حيثيت امكانى را لحاظ كنيم و گرنه، حقيقت قدرت، تحقّق نمىيابد. قدرتى كه در آن امكانِ عدمِ فعل نباشد، قدرت نيست بلكه عجز است و به جبر منتهى مىشود. و تحقّق اين امكان در خارج به اين است كه گاهى فاعل كار اختيارى را انجام دهد و گاهى هم انجام ندهد.
مناقشه مصنف در استدلال متكلّمين
مصنّف در پاسخ مىگويد: لازمه مفهومِ قدرت دو قضيه شرطيه است كه:
الفـ «اذا شاءَ فعل»؛
بـ «اذا لم يشأ لم يفعل» و صدق اين قضيه شرطيه به آن نيست كه هر دو طرف آن در خارج تحقق يابد. بلكه صدق اين قضيه شرطيه به وجود ملازمه ميان شرط و مشروط است. ولو اينكه يكى از دو طرفِ آن هيچگاه تحقق پيدا نكند. از اين رو، اين قضيه درست و صادق است كه «اگر انسان پر داشت پرواز مىكرد». عليرغم اينكه انسان هيچگاه پر در نمىآورد. بنابراين، صدق