شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٤ - اضافات مستقل
در نظر گرفته مىشوند. امّا، به هر حال يك امرى در خارج حقيقتاً موجود است.
تتميم مطلب: البته، اضافاتى هم هست كه آنها اضافات ذهنىاند. يعنى عقل مىتواند غير از اين اضافاتِ حقيقى، چيزهايى را اختراع كند كه گويى آنهم يك نوع «معيّت» است. امّا معيّتى كه عقل آن را مىسازد؛ و از خارج نمىگيرد. گاهى عقل دو چيز را با هم مىسنجد و نوعى رابطه و مقارنت بين آنها لحاظ مىكند و اين، به خاطر اعتبارات خاصى است كه خود عقل دارد نه اينكه ضرورتاً ميان آنها مقارنتى يا توقفى باشد باشد بلكه اين عقل است كه به خاطر توسعه فعاليتهايش ملاحظات ملاحظات و مقايسههايى را انجام مىدهد و امورى را اختراع و اعتبار مىكند.
وَههُنا اِضافاتٌ كَثيرةٌ تَلْحَقُ بَعْضَ الذَّواتِ لِذاتِها لا لاِِضافَة اُخْرى عارِضَة، بَلْ مِثْلُ ما يَجْري عَلَيْهِ الاَْمْرُ مِنْ لُحُوقِ هذِهِ الاِْضافَةِ لِلاِْضافَةِ الاَْبَوِيَّةِ. وَذلِكَ مِثْلُ لُحُوقِ الاِْضافَةِ لِهَيْئَةِ الْعِلْمِ، فَاِنَّها لا تَكُوْنُ لاحِقَةً بِاِضافَة اُخْرى في نَفْسِ الاُْمُورِ، بَلْ تَلْحَقُها لِذاتِها، وَاِنْ كانَ الْعَقْلُ رُبَما اِخْتَرَعَ هُناكَ اِضافَةً اُخْرى.
اضافات مستقل
در برابر آن اختراعات عقلى، اضافات زيادى وجود دارد كه بر اشياء عارض مىشود. و اين اضافات، ديگر بخاطر اضافه ديگرى نيست و تقوّم به اضافه ديگر ندارد. چنانكه در مورد اضافه «ابوّت» مىگفتيم خودش يك اضافه است و اضافه ديگرى نيز به عنوان «عارض و معروض» بر آن عارض مىگردد، و بدينسان نه عارض و معروض بودن بر ابوّت و بنوّت، توقّف داشت و نه ابوّت و بنوّت، بر آن توقف داشت. هر كدام از آنها ماهيّت مستقلّى بودند و معالوصف تعقّل آنها نيازمند تعقّل شىء ديگرى بود؛ نه نيازمند تعقّل اضافه ديگرى كه عارضشان بشود.