شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٩ - تقسيمى ديگر براى اضافه
هيولا و صورت و نيز درباره عشق ذات به ذات در واجب تعالى، كه مىگويند مهمترين عاشق به معشوق همان عشق ذات بارى نسبت به خودش است؛ آيا در چنين اضافهاى هم بايد چيزى به ذات افزوده شود؟ پاسخ اين سؤال، واضح است. چيزى به ذات افزوده نمىشود تا منشأ انتزاع اضافه عاشق و معشوق گردد.
به هر حال، در قسم دوّمِ اضافه، عشقهاى متعارف را به عنوان مثال مىتوان نام برد كه بايد حيثيّتى در دو طرف اضافه، لحاظ شود.
قسم سوّم: قسم سوّم، آن است كه بايد در "احد المتضايفين" چيزى افزوده شود. و در طرف ديگر لازم نيست چيزى افزوده شود. مانند: علم؛ براى تحقق علم بايد صورت علميه به عالم اضافه شود؛ امّا، لازم نيست چيزى به معلوم افزوده گردد.
وقتى در ذاتِ عالم، كيفيتى به نام علم حاصل شد، همين منشأ آن مىشود كه اضافه "عالميت" نيز عارضِ آن گردد و در مقابلش اضافه "معلوميت" براى متعلّق آن حاصل شود. چنانكه ملاحظه مىشود، چيزى به معلوم، افزوده نشده، با اين حالْ طرف اضافه قرار مىگيرد. همين كه كيفيّتى (علمى) در عالم تحقق يابد، كافى است براى اينكه معلوم نيز، طرفِ اضافه قرار گيرد.
وَالَّذي بَقِىَ لَنا ههُنا مِنْ اَمْرِ الْمُضافِ اَنْ نَعْرِفَ هَلْ الاِْضافَةُ مَعْنىً واحِدٌ بِالْعَدَدِ وَ بِالْمَوْضُوعِ، مَوْجُودٌ بَيْنَ شَيْئَيْنِ وَ لَهُ اِعْتِبارانِ كَما ظَنَّهُ بَعْضُ الناسِ، بَلْ اَكْثَرُهُمْ؟ اَوْ لِكُلِّ واحِد مِنَ الْمُضافَيْنِ خاصِيَّةٌ في اِضافَتِهِ؟ فَنَقُولُ: اِنَّ كُلَّ واحِد مِنَ الْمُضافَيْنِ فَاِنَّ لَهُ مَعْنىً في نَفْسِهِ بِالْقِياسِ اِلَى الاْخَرِ، لَيْسَ هُوَ الْمَعْنىَ الَّذي لِلاْخَرِ في نَفْسِه بِالْقِياس اِلَيْهِ. وَ هذا بَيِّنٌ فِى الاُْمُورِ الْمُخْتَلِفَةِ الاِْضافَةِ كَالاَْبِ فَاِنَّ اِضافَتَهُ لِلاُْبُوَّةِ ـ وَ هِىَ وَصْفُ وُجُودِهِ ـ فِى الاَْبِ وَحْدَهُ، وَ لكِنْ اِنَّما هُوَ لِلاَْبِ بِالْقِياسِ اِلى شَىْء آخَرَ فِى الاْبِ، وَ لَيْسَ كَوْنُهُ بِالْقِياسِ اِلَى الاْخَرِ هُوَ كَوْنُهُ فِى