شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٠ - توضيح اشكال در قالب عبارت متن
باقى بماند. شعاع نخستين به نقطه «الف» در محيط دايره، وصل شده بود؛ حال، پس از آنكه كل دايره را معدوم فرض كرديم و تنها مركز آن را بانقطه «ب» كه بعد از «الف» است باقى انگاشتيم، مىپرسيم آيا بين اين مركز و آن نقطه «ب» مىتوان خط مستقيمى را وصل كرد يا نه؟ اگربگوييد مىتوان چنين خطى را رسم كرد، مىگوييم چنانچه خط «الف»هم باشد ضررى به آن نمىزند. اگر بگوييد، نمىتوان چنين خطّى را رسم كرد، در اين صورت مىگوييم يك امر بديهى را انكار كردهايد.زيرا، وقتى خط نخستين رسم شد، فرض مىكنيم آن خط نيست، در اين صورت آنچه باقى مىماند، نقطهاى در مركز است و نقطهاى هم در محيطِ دايره و در كنار نقطه پيشين؛ در چنين فرض، كه مىتوان خطى را رسم كرد آن را با خط قبلى مقايسه مىكنيم و مىگوييم طول آندو، به يك اندازه است يا نه؟
اگر بگوييد چنين چيزى ممكن نيست، در واقع انكار بديهى كردهايد و به تعبير شيخ عقل خويش را به ارزانترين قيمت فروختهايد.
توضيح اشكال در قالب عبارت متن
فان قال قائل: در صورتى كه شعاعى بين جزء مركزى با جزءِ محيطى رسم شود، ديگر نمىتوان شعاع ديگرى را در كنار آن رسم كرد؛ خواه به مماسّه باشد، خواه به موازات. ـ يعنى بنابر همان دو فرضى كه در كلام شيخ آمده بود: چه بگوييم شعاع دوّم، مماس با شعاع نخست است، چه بگوييم موازىِ آن است؛ هركدام از ايندو باشد، رسم شعاعِ دوّم، ممكن نخواهد بود ـ اين گوينده مىگويد: خطى كه موازى خط اول باشد و جزء مركزى را با جزئى كه در محيط در كنار جزء قبلى قرار گرفته است وصل كند يعنى شعاع دوّمـ را نمىتوان رسم كرد.