تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠٠ - از ديوار ماديات هر لحظه خشتى برداريد
((١٢١٢)) بر سر ديوار هر كاو تشنه تر زودتر بر مى كند خشت و مدر
((١٢١٣)) هر كه عاشقتر بود بر بانگ آب او كلوخ زفت تر كند از حجاب
از ديوار ماديات هر لحظه خشتى برداريد مثالى كه جلال الدين در اين ابيات آورده است ، بسيار مثال رسا و قابل تطبيق با واقع است . در اين مثال به طور اجمال چنين تصوير شده است كه در كنار جويبار ديوارى است كه تشنهاى در بالاى آن نشسته است ، دستش به آن آب نمى رسد آب را مى بيند و به اين ديدن قناعت نمى كند ، كارى شروع مى كند كه دو هدف را در بر دارد :
١ - شنيدن صداى آب .
٢ - كوتاه شدن و از بين رفتن تدريجى ديوار تا وصول تشنه به آب . اين كار كه دو هدف مزبور را در بر دارد عبارت است از برداشتن پى در پى خشتها و انداختن آنها در آب .
تطبيق اين مثال به وضع آدمى بسيار روشن است ، زيرا ، جاى ترديد نيست كه ما در ميدان ماده و ماديات قرار داريم ، پيرامون ما را همين ماديات آن چنان فرا گرفته كه ميان ما و رشد روحى مانع و سد محكمى ايجاد كرده است ، در عين حال ما اين رشد روحى را يا در راد مردان الهى يا در نهان خانهء فطرت خدا دادى خويش ( يا هر دو ) مى بينيم و احساس مى كنيم . اين رشد روحى براى ما يك واقعيت بىطرف نيست ، بلكه هنگامى كه در بارهء آن مى انديشيم ، مى بينيم تشنگى زيادى به آن داريم . در چنين وضعى كه آدميان قرار مى گيرند حالت روحى آنان يكسان نمى باشد .
گروهى از آنها مى بينند و به همان ديدن قناعت مى ورزند ، زيرا ، اشتياق وصول به آن رشد روحى را در خود نمى پرورانند .