تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٤ - خواه موحد باشى و خواه مشبه ، تا از صورت و ظاهر نگذرى نتيجهاى از گرايش الهى نخواهى برد
قرار داده بگويد : « و لقد كرمنا بنى آدم « جلال الدين به همين مضمون اشاره كرده مى گويد :
پس بنى آدم مكرّم كى بدى ؟
كى به حس مشترك محرم شدى ؟
در اين بيت مقصود از » حس مشترك ) معناى اصطلاحى آن نيست كه در افراد انسانى وجود دارد و در يونانى آن را « بنطاسيا » گفتهاند كه امروزه بمعناى عمومى ذهن تقريباً انطباق است ، بلكه مقصود از احساس مشترك معنايى شبيه به روح كلى است كه ميان انسانها وجود دارد و در قلمرو حيوان نيست و الا بايست حيوانات هم از طرف خدا تكريم شوند .
((٦٨)) نامصور يا مصور گفتنت باطل آمد بىز صورت رستنت
خواه موحد باشى و خواه مشبه ، تا از صورت و ظاهر نگذرى نتيجهاى از گرايش الهى نخواهى برد مادامى كه تو نتوانستهاى از نمودهاى فريبنده جهان طبيعت و از طوفان كون و فساد و كثرتهاى گول زننده رهايى پيدا كنى ، معلومات تو مطابق همين اوهام و خيالات است كه خدا را براى تو مطرح خواهد كرد . تو از روى تقليد خواه بگويى خدا بىصورت است ، خدا حقيقت بسيط است و به هيچ يك از موجوداتش شبيه نيست و يا بالعكس : خدا را تشبيه كنى و صورتهاى محدود را به او نسبت بدهى ، بالاخره تو گامى در راه خدا پرستى واقعى نمى توانى بردارى و اين مطلب را كه جلال الدين متذكر مى شود در حقيقت يك مطلب بسيار عالى است .
گاهى مى شود كه ما فريب ادعاهاى خالص افراد را مى خوريم و همين كه ديديم فردى ادعاى حق بجا مى كند او را تكامل يافته تلقى مى كنيم ، اما ديگر با ريشه هاى