تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٩ - چگونگى افزايش يا تحول دايمى جهان و كميت آن را نمى توان توصيف كرد
كه نورى كه از كهكشانهاى بسيار دور به ما مى رسد يك انتقال خطوط طيفى به سوى انتهاى قرمز طيف نشان مى دهد و اين انتقال به نسبت مستقيم مسافت كهكشانها از ما افزايش مى يابد . با اين تفسير كه انتقال مشهود نور قرمز به علت سرعتهاى پس روى منابع نورى پديد مى آيد ( و در حال حاضر هيچ توضيح معقول ديگر براى آن وجود ندارد ) به اين نتيجه مى رسند كه جهان ما در يك حالت انبساط يكنواخت است و سرعتهاى پس روى مشترك ميان هر دو كهكشان در فضا متناسب با مسافت كار فريدمن و هبل و همكار وى مى لتن هوماسون پى ريزى و اساس ( تئورى جهان انبساط يابندهاى ) را بنا نهاد كه بعدا توسط يك منجم بلژيكى ژرژ لومتر تكميل شد . » [١]
تا قيامت اين قيامت را اگر شرح گويم قاصر آيم اى پسر
چگونگى افزايش يا تحول دايمى جهان و كميت آن را نمى توان توصيف كرد مغز و انديشهء محدود و زندگانى ناچيز ما چگونه مى تواند از بروز جهانهاى جديد توصيف حقيقى به دست بدهد . در صورتى كه مانند آن پشهء ناچيزيم كه در بهار زاييده مى شويم و در دى از دنيا مى رويم ، چگونه مى توانيم باغ كهنسال و باغبان و فعاليتهاى روانى او را توضيح و تحليل و تركيب كنيم ؟ پس چه بايد كرد ؟ اكنون كه نمى توانيم به چگونگى و مقدار افزايش جهانها و تحولات و اسرار آنها پى ببريم ، اكنون كه نمى توانيم حتى راز ناچيز قلمرو ماده را درك كنيم ، آيا كافى است كه بنشينيم و ناله ها سر بدهيم ؟ بنشينيم و دست روى دست گذاشته منتظر
[١] مادهء زمين و آسمان ، ژرژ كاموف ، ص ٥٩٤ و ٥٩٥ . .