تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٥ - از آن جهت كه از مقام عظمت ربوبى هيچ كس احساس ننگ نمى كند ، لذا كسى نمى تواند به خدا حسادت بورزد
را آن چنان ترتيب مى دهند كه باعث افزايش بد بختى انسانها مى گردد به اضافهء خنده ها و لباسهاى پاكيزه و وسايل آرايش و جتهاى نعره زن و كاخهاى سر به فلك كشيده ، اما كسى كه در اين جتها مسافرت مى كند و در اين كاخهاى سر به فلك كشيده زندگى مى كند كيست ؟ حسابش از خواسته هاى پيش تازان آن چنان بر كنار است كه از عالىترين مغزهاى الكترونيكى . تنها آن چه كه قابل مشاهده است اين است كه با تمام اين خوش گذرانىها و لذتيابىها هيچ كس براى زندگانى خود فلسفهاى نمى داند ، و چه نتيجهء اسف انگيز
((٨١٢)) ز آن كه كس را از خدا عارى نبود حاسد حق هيچ ديّارى نبود
از آن جهت كه از مقام عظمت ربوبى هيچ كس احساس ننگ نمى كند ، لذا كسى نمى تواند به خدا حسادت بورزد حسادت و رشك بردن يك پديدهء روانى است كه از سه احساس ناشى مى گردد ، اين سه احساس عبارتند از :
١ - احساس مقولهء برترى در يك يا چند مزيت كه افراد در مقابل يكديگر دارند .
٢ - احساس اين كه مى توان به آن مزيت كه در طرف وجود دارد رسيد دارا .
٣ - احساس خواستن من آن مزيت را و بودن به آن .
در اين احساسات سه گانه حسد و غبطه با هم شريك مى باشند ، ولى حسد به اضافهء احساسات سه گانه اين نكته را در بر دارد كه حسادت كننده مى خواهد مزيت مفروض از صاحب مزيت سلب شود و به او داده شود ، بهمين جهت است كه غبطه از نظر اخلاقى هيچ اشكالى ندارد ، بلكه مى توان گفت : در صورت رقابت منطقى يكى از وسايل پيش رفت پس ماندگان مى باشد و ما در مباحث آينده در بارهء موضوع رقابت بحث مشروحى خواهيم داشت .